جستجوی آرشیو " تب"
اردیبهشت
۱۴
۱۳۹۱

لبو!

لبو

امروز باید قلم زد!به یاد پرورش دهندگان قلم ها!پس ای قلم تعظیم کن !نه !سجده کن بر صاحبان اصلی قلم!که … آنها چون شمع آب شدند!تا ما از نورشان بهره ببریم! آنها قطره قطره اشک ریختند!تا با اشک چشم هایشان درخت های نونهال ما آبیاری شود! آنها کم کم کوچک شدند تا ما بزرگ شویم! آری!پس امروز قلمم بر تو سجده میکند ،ای معلمم عزیز…   سلام بر رفقایی که گاه گاهی با خوندن نظراتشون […]

بهمن
۲۶
۱۳۹۰

یا علی مددی!

یا علی مددی

امروز میدانم به صفای و مرام چه نوری قلم بزنم!یک هفته هست که میدانم… با یاد و نام تو ای امیردل ها قلم میزنم پس یا علی جان ،مددی سلامی به همراه چاشنی تب و بدن درد و سر درد و کمی هم پادرد تقدیم به همه دوستان! امروز نمیخواستم قلم بزن اصلا جانی بر تن نبود!چون…