جستجوی آرشیو " هم حجره ای"
تیر
۱۴
۱۳۹۱

چهره به چهره!

چهره به چهره

سلام بر تو ای آقای من ،مولای من! ارباب من!سالار من! آمده ام در شب میلادت ! رخصتی بگیرم برای قلم زدن! زیرا که قلم بدون رخصت تو !بی ارزش مانند جسمی بی جان است! آری بی ارزش! ولی !ولی! وقتی تصمیم بر رخصت گرفتم ! بی گمان !رخصت گرفتن را فراموش کردم! زیرا که در چهره ات غبار غربت و مظلومیت را دیدم که از جدت حسین بن علی به ارث برده ای! آری!آری! […]

اردیبهشت
۲۹
۱۳۹۱

العبد!

العبد

  امروز باید قلم زد! چرا که روز روز قلم زدن است! پس ای قلم رقصی مستانه و زیبا انجام بده در مقابل صاحبان اصلی قلم! آره ! صاحبان اصلی قلم حقیرانی چون من نیستند و نخواهند بود!زیرا اگر امثال چون منی صاحبانش بودند سالیانی دراز باید بر سر قبرش عزاداری میکردیم!ولی اکنون قلم ها رقصی مستانه انجام میدهند تا به همگان بگویند که هنوز زنده اند! هنوز زنده اند!چون صدها سال است که با […]