جستجوی آرشیو "مهر, ۱۳۹۱"
مهر
۵
۱۳۹۱

ثوره الشباب!

ثورة الشباب

 باذن الشهدا! آری!به اذن شهدایی قلم میزنم که ۸ سال قطره قطره آب شدند و سوختند تا با نورشان امروز جامعه ما روشن شود!نه جامعه ما بلکه جهانی! آری!خون همان بسیجی های ۱۳ ساله بود که امروز سرتاسر جهان را روشن کرده است!از مصر و یمن و بحرین بگیر تا قلب اروپا یعنی اسپانیا! یا کمی انطرف تر!آری پرتغال! اصلا بیا کمی دورتر رویم!هزاران کیلومتر دور تر!تا به قلب آمریکا برسیم! آری!گوش کن!دقت کن!این صدا […]

شهریور
۳۰
۱۳۹۱

آغاز کلاس!

اغاز کلاس

امروز در لحاظ پایانی یکی از شبهای زیبا خداوند قلم میزنم همراه با کینه و نفرتی که همراه با چاشنی خشم و غضب شده است! قلم میزنم تا کمی سبک شوم!ولی افسوس که قلمم بنزینی شده تا که بر دل گداخته ام ریخته شود! آری !دلم گداخته است از جسارت های بی شرمانه گرگهای وحشی اسرائیلی که به دست دلقک های آمریکایی به نمایش در می آید!آری!آری! چه کنیم!از بی غیرتی خود!چه کنیم! چه کنیم […]

شهریور
۲۲
۱۳۹۱

روضه!

روضه

مینویسم و اشک میزم ! مینویسم نه بر عِلم بی کرانت!نه! نه بر صادق بودنت!نه! نه بر عصمتت!نه! بلکه قلم میزنم بر مظلومیتت!آری!مظلومیتت! بر روی چون ماهت غباری از مظلومیت نشسته است!آری! ۴ هزار رو اندی شاگرد!ولی دریغ از اندکی یار! إی صادق آل عبا علیه السلام! دستی بر آور و ما تشنگان مکتبت را سیراب کن! زیرا میدانم که ساقی دشت کرب و بلا علیه السلام در روز ازل از تو سقاییت را آموخته […]

شهریور
۱۵
۱۳۹۱

سفر!

سفر

ابتدا قلم نمیزنم!فقط تأمل میکنم! تأملی طولانی و همراه با بُهت! بعد خدا را شکر میکنم! تأمل میکنم که خداوند در این سرزمین هزار و یک رنگ چه بنده های خالصی برای خود سوا کرده است! آری! و بعد خدا را شکر میکنم که خداوند من را در این دوران آورده است و من را همنشین و رفیقان این بندگان قرار داده است! آری!رفیقانی که چه بدانند و چه ندانند دست خداوند در کارهای خیر […]