اسفند
۱۴
۱۳۸۹

آخوندی از تبار علم و صنعت!

آخوندی از تبار علم و صنعت!Reviewed by مهندس طلبه on Mar 5Rating:

اخوندی از تبار علم و صنعت
یک سلام آخوندی به همه دانشجویان عزیز!و رفقای همیشگی مهندس طلبه
طبق قولی که هفته پیش داده بودم ،این هفته میخوام مصاحبه با یکی از بروبچ مهندس طلبه و توی وبلاگ بذارم.(در حقیقت همون مهندس طلبه۲ که در تبلیغ باهاش بودم) ابتدا خلاصه ای از این مهندس طلبه میگم بعد یه راست میرم سراغ مصاحبه:
توی نگاه اول خیلی جدی و مصصمه!جرات نمیکنی طرفش بری
ولی امان از این که دو کلمه باهاش حرف بزنی ،میفهمی چقدر دوره همیه و چهرش جدی نشون میده!
از بروبچ کشور دانشگاهه!البته از دیار علم و صنعت و از منطقه فوق لیسانش نشینان و از محله برقی ها!
درسته آدم جدی نیست و خیلی دوره همیه ولی مصصم و با ارادست.از لحظه لحظه عمرش استفاده میکنه.
راستی تا یادم نرفته بگم که تا این عمامه و بر میداره انگاری داری با یکی از بروبچ دانشگاهی مصاحبه میکنه.(چه میکنه عمامه با آدم!!!)خب یه راست بریم سر مصاحبه:
۱-سلام آقای مهندس طلبه.بی زحمت خودتون و به صورت اجمالی معرفی کنید:
من سید محمد … هستم.اواخر سال ۱۳۵۳ به دنیا اومدم.(صادره از یزد) و خب هیچی دیگه  بعدش زندگی کردم!!!
در دوران تحصیل دانشگاه ،به همراه خانواده ساکن تهران شدیم و دیگه خوابگاهم نرفتم البته خوابگاه گرفتم ولی نرفتم!چون فکر میکردم خوابگاه مفتیه واسه همین گرفتم ولی موقعی که فارغ التحصیل میشدم فهمیدم پولی بوده و مجبور شدم الکی کلی پول واسه خوابگاه بدم!!!!!!
۲-چه سالی وارد درس دانشگاه شدید؟
سال ۱۳۷۲
۳-چند سال ازدواج کردید و چند تا بچه دارید؟
الان حدود ۴ ساله ازدواج کردم و یه بچم دارم به اسم مریم سادات
۴-(یه سوال توی پرانتز) راضی هستید دیر ازدواج کردید؟
نه خیلی اشتباه کردم.البته به نظرم تا حدود زیادی حق داشتم توی این قضیه.بخاطر شرایط خاص خودم بود ولی به طور کلی اصلا از دیر ازدواج کردنم راضی نیستم.
۵-(بازم یه سوال تو پرانتزی)به بچه های دانشجو توصیه میکنید زود ازدواج کنند؟
نمیشه کلی گفت.ولی چیزیکه وجود داره اینه که بی خودی نمیشه ازدواج به تاخیر انداخت.یعنی اگه دلیل موجهی وجود داره به تاخیر بندازند ولی اگه دلیل وجهی نیست اصلا نباید به تاخیر انداخت چون خیلی خطرناکه
۶-کدوم دانشگاه درس خوندید و چه رشته ای و ….؟
دانشگاه علم و صنعت رشته برق الکترونیک تا مقطع فوق لیسانس!
۷-از حال و هوای دانشگاه علم و صنعت برامون بگید:
دانشگاه علم و صنعت اون موقع معروف بود به دانشگاه عشق و مدرک ،عشق و شهوت (چون دانشگاه فضای خیلی گسترده ای داره و پارک مانند و خیلی باصفاست! حتی قبل از انقلاب سالن روباز داشته و هنوزم اثارش هست واسه دانس() و این برنامه ها)محیطشم خیلی بزرگه و دانشکده هاشم خیلی از هم دوره و خیلی باصفاست.
از نظر عملی هم خیلی خوبه و جزو ده دانشگاه اول کشوره.و بعضی از رشته هاشم تاپ هستند.
۸-چی شد که دانشگاه و ول کردید؟(به صورت خیلی خیلی مختصر)
من دانشگاه و ول نکردم و میخواستم وسطش رها کنم ولی خب تموم کردم که الحمدلله خوب هم شد که وسطش رها نکردم .
۹-پدر موافق بود که بیایید حوزه؟
به هیچ وجه.پدرم کلا با حوزه اومدنم مخالف بود
۱۰-علت اصلی چی بود که دانشگاه و ول کردید؟
علت اصلی خود پرستی و خودخواهی بود.در حقیقت احساس کردم من بیشتر از اینها می ارزم.ارزش عمر ادم خیلی خیلی زیادتر از اینه که بخواد توی دانشگاه حروم بشه.
۱۱-حوزه و توی یه جمله میتونی برای بروبچ دانشجو شرح بدی؟
حوزه یعنی مرکز شناخت دین.یعنی شما اگه بخواهید از حقیقت وحی سر در بیارید باید بیایید حوزه.میخواهید ببینید خدا چی گفته باید بیایید حوزه.تعبیری قشنگی ایت الله جوادی املی دارند :در دانشگاه به فعل خدا و کار خدا فعالیت میشه ولی در حوزه به قول خدا حرف خدا
۱۲-عجیب ترین چیزی که توی دانشگاه و حوزه دیدید چی بود؟
چیزی که توی دانشگاه خیلی برام عجیب بود و توی دبیرستان اصلا فکرش و نمی کردم این بود که ادمای خیلی بزرگ توی دانشگاه شخصیتاشون خیلی کوچکه!یعنی از نظر علمی بالا بودن و از نظر شخصیت انسانی پایین بودن. از عللی که من و از دانشگاه سرخورده کرد همین بود.فکر نمیکردن اینجوری باشه
توی حوزه چیزی که برام خیلی عجیب بود (البته حوزه چیزای عجیب زیاد داره هم مثبت هم منفی) توی حوزه شما صرفا با تلاش و کوشش مادی معلوم نیست به جایی برسید.چیزای دیگه ای هم نیاز داره.یعنی فقط این نیست که شما خیلی درس بخونید و خیلی برنامه ریزی کنید چیزای دیگه ای هم لازمه برای پیشرفت ،در حقیقت اونا است که برنامه شما رو تنظیم میکنه نه تو و برنامت.ولی توی دانشگاه نه،هر چی تلاش بکنی نتیجشم میگیری
۱۳-ضایع ترین سوتی که توی حوزه دادی چی بود
؟
قضیه زیر شلواری!! جریان این بود که سال اول هنوز به محیط حوزه عادت نکرده بودیم .احساس میکردیم کل حوزه محیط زندگیمونه دیگه.مثلا از حجره (معادل خوابگاه دانشگاه) با همون زیر شلواری نازک و نخ نما میومدیم توی حیاط حوزه.با اینکه اینجا فضای رسمی درس بود!استادا و بعضی اقایون میومدن منم با همون شلوار!کلا کار خیلی عجیبی بود.الان اگه یکی و ببینم اون کار و میکنه واسم خیلی زنندست!ولی من راحت بودم(این کار مثل کسی هست که از خوابگاه دانشگاه علم و صنعت با زیر شلواری بیاد توی محیط دانشگاه!اون کار دقیقا معادل این کاره!)
۱۴-تا حالا شده عبا زیر دست و پاتون گیر کنه و بیفتید؟
نه الحمدلله تا حالا نیفتادم.ولی اوایل که گیر زیاد میکرد.الانشم گاهی گیر میکنه.عبا هم مشکلات خاص خودش و داره
۱۵-الان پشیمون نیستید دانشگاه و رها کردید و اومدید حوزه؟
الان از یه جهت پشیمونم که خیلی دیر اومدم حوزه.یعنی اگه من برگردم به گذشته شاید از همون راهنمایی بیام حوزه.از این جهت پشیمونم.ولی برای خود راه حوزه برای من راهی جز این نیست و اصلا پشیمون معنایی نداره.
۱۶-پیشنهادتون به رفقای دانشجو چیه؟
به نظر من به زندگی فکر کنند.به عمر مخصوصا.من خیلی ها رو از بچه های دانشجو دیدم با همین یه کلمه اومدن حوزه .(ادمایی که به ارزش زندگی و ارزش عمر فکر کردن و به ارزش نفسایی که میکشن فکر کردن که به چه راهی میخوان بندازن.)اگه کسی به این فکر کنه راه خودش و پیدا میکنه و مهم نیست توی حوزه یا جای دیگه باشه و راه درست و پیدا میکنه
۱۷-آیا به بچه های دانشجو پیشنهاد میکنید بیان حوزه؟
نه!من به هیچ کس توصیه نمیکنم.هر شخصی باید خودش،خودش و پیدا کنه.یکی ممکنه بگه من کاری که توی دانشگاه میکنم مهم تر و موثر تر است از اومدن به حوزست.من ادمایی و توی حوزه میشناسم که اگه برن جای دیگه حتما موثرتر هستند و اشتباه کردن اومدن حوزه.
توصیه نمیشه کرد و هر کس باید خودش خودش و بشناسه.ولی به طور کلی علم دین معادل نداره.یعنی ارزشی که اسلام برای فهم علم دین گذاشته قابل مقایسه با هیچ علم دیگه ای نیست.
۱۸-و در آخر،یک خداحافظی دانشجویی کنید:
بروبچ عزت زیاد!

خب امیدوارم از مصاحبه لذت برده باشید…
به خدای مصاحبه های آخوندی میسپارمتان
یاعلی مددی
مهندس طلبه

۸۹/۱۲/۱۴

 

      مطالب مرتبط

درباره نویسنده:

من متولد شهر مقدس تهرانم! پدرم پزشک و مادرم استاد دانشگاه هستند و خودم هم در مقطع کارشناسی رشته کامپیوتر(Computer) گرایش نرم افزار (Software) تحصیل کردم. بعد از اتمام لیسانس به عللی مسیر زندگیم عوض شد و تصمیم گرفتم دانشگاه رها کنم و دیگه ادامه تحصیل ندم و بیام حوزه...

۴۳ دیدگاه + فرستادن دیدگاه

  • سلام
    من هم به حول وقوه ی الهی طلبه ام میخوام بیام قم واسه ادامه تحصیل
    ازتون مشاوره در زمینه تحصیل/زندگی در قم/خرج ومخارج ووضعیت اجاره و….میخواهم
    اگه کمکم کنید ممنون میشم
    لطفا با ایمیل در ار تباط با شید

  • یه سوال اساسی تر پولی که از بیت المال صرف درس خوندن ما (یا آقای سید محمد) شده برای اینکه یک نیاز را در زمینه مهندسی برق کشور برطرف بشه…این حق رو چطور باید ادا کرد؟

    • خب خیلی دارن از علمی که در دانشگاه بدست اوردند استفاده میکنند.البته شاید مستقیم نباشه ولی در زمینه های مختلف دارن بهره میبرن.مثلا تبلیغ یا حتی در فقاهت کاربرد داره
      یا علی مددی

  • پس ایشون بودند! !

  • حرف تون رو قبول دارم .اما شما جای من نیستید بخاطر همین هم به راحتی از کنارش رد میشید

    تا حالا شده ی روز شونصد بار به اطرافیانتون تذکر بدید که غیبت نکنن و مجبور باشید بالحن توهین امیزشون کنار بیاید.
    شده دائما با خودتون کلنجار برید که نهی از منکر کنید یا نکنید
    دقدقه اینو داشتید که به مامان و داداش و …بخواید تلفظ صحیح نماز رو یاد بدید طوری که اونا بخوان و یاد بگیرن

    یا وثلا ی شبهه ی کوچیک پیش بیاد و نتونید حلش کنید

    د نشده اقا سید پس بیخیال
    راستی تو دانشگاه ما که جز چند تا بچه بسیجی که محدود به فعالیت های بسیج هستن کسی به چشم نمیخوره منظورم امد و شد طلبه هاست
    پس کوتاهی خودتونو توجیح نکنید

    چه طوری اسیر های عراقی تو ایران اصلاح شدن اگه همون برنامه ها تو دوره ی خدمت باشه بیشترشون خوب میشن

    • بله!درسته!منم یه زمانی تقریبا یه تریپ مثل شرایط شما رو درک کردم!بیگانه نیستم!
      یکی از اهداف وبلاگ هم همینه که بتونیم نسل جوون دانشجو رو با نسل حوزوی بیشتر اشنا کنیم!
      یا علی مددی

      • سلام_آقا مهندس طلبه حالا چرا نسل حوزوی رو با نسل جوون بیشتر آشنا نمیکنید؟؟؟!!!

        • سلام
          خب در حد توانمون داریم اشنا میکنیم!مثلا همین سایت مهندس طلبه
          یاعلی مددی

  • سلام

    ببین اقا سید
    بچه های دانشجو و بعضی جوونای غیر

    دانشجو با حوزه فاصله ی زیادی دارن

    اصلا نمیشناسنش و بهش علاقه ندارن

    ببخشیدا اما از روحانیون هم همچین

    خوششون نمیاد و باحاشون حال نمیکنن

    اگه بفهمن یکی داره میره حوزه فکر میکنن

    دیوونه شده و داره خودشو بیچاره میکنه

    نمیدونم چرا اما اصلا ابشون با طلبه و

    روحانی تو ی جو نمیره

    این نقص بزرگیه نمیدونم چرا ولی اسلامو از روحانیون جدا میبینن

    اگه اونا چند تا طلبه از نزدیک میدیدن و

    باهاش چند کلمه اختلاط میکردن این

    فاصله کم تر میشد .به نظر بنده بهترین

    محیط انس دادن داداشم و امثال داداشم با طلبه هازمان سربازیه

    اونجوری دیگه ریش طلبه ها و دین اونا مسخره نمیکرد و به اونا پلشت نمیگفت

    دل پردردی دارم ببخشید قصد جسارت نبود .فقط جون جد بزرگوارتون با بچه سوسولا بیشتر انس بگیرید و ارتباط تونو با اونا بیشتر کنید

    • سلام
      بله!خیلی از جوونا از روحانیت دور هستند!و البته ربطی به امروز و دیروز هم نداره!
      ایت الله مصباح یه بار تعریف میکردند که ایشون هم وقتی میخواستند بیان حوزه همه میگفتند باهاشون مخالف و … میکردند و…
      خلاصه همیشه هرکی میخواسته بیاد حوزه اکثریت باهاش مخالفت میکردند و امروز هم همینجوره متاسفانه
      البته به نظرم دوره سربازی دوره خوبی برای اشناییت با روحانیت نیست!چون دوره اجباری هست!به نظرم زمان دانشجویی زمان خوبیه!
      ولی خب باید سعی بشه که نسل جدید بیشتر با روحانیت اشنا بشن
      و نکته آخر درباره مسخره کردند ریش و دین! یادمون نره که همیشه تاریخ همین بوده! اکثریت قریب به اتفاق ۱۲۴ هزار پیامبر رو مسخره میکردند! پس هرکی توی این مسیر میاد باید به این چیزا عادت داشته باشه!
      یا علی مددی

  • خیلی جالب بود ممنون

  • دم شما گرم

  • بله!مشتاقانه منتظر جواب سولامم
    ممنون میشم
    آدرس جی میلمم همینه فقط به جای آندر لاین( _ )؛ دات (.) داره!
    متاسفانه گاهی جی میل محدودیت دسترسی داره
    به هرکدوم راحت ترین بفرستین
    راستی به عنوان یه تازه وارد از اطلاع رسانی پیامکیتون خیلی لذت بردم
    خلاقیت قابل تحسینی بود
    در پناه حق
    یاعلی

  • مصاحبه فوق العاده ای بود!
    چند تا سوال دیگه:
    الان فعالیتی در ارتباط با رشته تحصیلیتون انجام میدین؟
    اصلا حوزه وقت انجام چنین کاری رو بهتون میده؟
    احساس نمیکنین الان در جامعه احتیاج زیادی به متخصص متعهد هست؟و افرادی مثل شما میتونن این خلاء و پر کنن!
    آیا این خودخواهی تونسته خودشو به خدا خواهی برسونه؟
    منظورم اینه که اگه الان امام زمانتون دوس داشته باشن شما در دانشگاه فعالیت داشته باشین؛باز هم براشو دلیل ارزش عمر رو میارین؟؟!
    و در آخر یه سوال پرانتزی:
    اداره و مدیریت مالی یه خانواده توسط یه آخوند چطوریه؟
    گذر زمان رو چگونه مهار میکنین؟
    پیشاپیش از جوابهاتون تشکر میکنم
    یا علی

    • سلام
      سوالاتون زیاد بود.اگه واقعا مایلید جوابش و بگیرید ایمیلتون و بنویسید تا براتون جوابش و ایمیل کنم
      یا علی مددی

  • س: قبل از اومدن به حوزه ازدواج کردین یا بعدش؟
    پاسخ:
    قبلش

    س: بعضیا میگن در دانشگاه هم میشه خدمت کرد و خلاصه کمبود در همه ی عرصه ها هست و اینا؟
    پاسخ:
    قبول دارم که در خیلی از عرصه ها کمبود داریم اما در حوزه هم به طور جدی کمبود نیروهای قوی هست، ضمن اینکه ما اگر مهندس و پزشک نیاز داشته باشیم میتونیم وارد کنیم، که این کار رو قبلا در برهه هایی کردیم، اما دین شناس رو نمیشه وارد کرد! مساله ی دیگه اینه که این مطلب که بعضی افراد با این توجیه(یعنی کمبود نیرو در همه ی عرصه ها)، به حوزه نمیان اینها گاها بخاطر فرار از زیربار مسئولیت این حرف رو میزنن و شما می بینید که برخیشون در همون رشته ی دانشگاهی خودشون هم هیچی نمیشن! اگر فردی میگه که مثلا در رشته ی حقوق ما کمبود متخصص داریم، و میره به دانشگاه تا حقوق بخونه، این آدم باید تحصیلاتش رو در بهترین دانشگاه ها در بالاترین سطوح ادامه بده و جزء بهترین حقوقدانهای کشور بشه و هیچ توجیهی هم برای بهترین نشدن مورد قبول نیست! بهترین نشدن، علتش اتلاف انرژی هاست.(چون بحث ما در مورد نیروهای قوی و مستعد هست ایشون لفظ “بهترین ها” رو به کار بردن وگرنه طبیعیه که از هر کس باید مطابق با توانایی هاش انتظار داشت.)

    من: از اینکه وقتتون رو به من دادین ممنونم. نکات جدیدی تو حرفاتون بود که بهشون فکر می کنم.

    پاسخ: خواهش می کنم. شما در لحظات سرنوشت سازی هستید! لحظات اتخاذ تصمیم! مراقب باشید! همه ی جوانب رو مدنظر قرار بدید. ان شاءالله موفق باشید.

    • من سوالاتی دارم:
      – این وسط برای انتخاب، بین زن و مرد تفاوتی هم داره؟ یعنی بگیم اینکه حوزه بخونیم تازه برا خانوم ها یه جور ضروری تره؟
      – یه سوال اساسی تر پولی که از بیت المال صرف درس خوندن ما (یا آقای سید محمد) شده برای اینکه یک نیاز را در زمینه مهندسی برق کشور برطرف بشه…این حق رو چطور باید ادا کرد؟
      – اگر ممکنه آدرس ایمیلی از خودتون قرار بدید؟ خانومی را میشناسید که بعد دانشگاه حوزه رفته به من معرفی کنید تا ازشون سوالاتم رو بپرسم؟ Smile

      • سلام
        سال ۸۴ وارد دانشگاه شدم و سال۹۱ وارد حوزه وچقد شاکرو از این توفیقی که خدا بهم داده…
        اما تاسف میخورم از اینکه هنوز استاد خانم مبرز برای حوزه های خواهران نداریم…

        • سلام
          بله،متاسفانه این ضعف توی حوزه خواهران هست.و باید کسانی که این امکان براشون هست،وارد حوزه بشن تا بشه این ضعف از بین بره
          یا علی مددی

      • بله
        خواستید در خواست خودوتون را از بخش پرسش و پاسخ سایت سوال کنید تا جواب براتون ارسال بشه
        http://zolfaqar.ir/?page_id=1100
        یا علی مددی

    • راستش و بخوای جواب یکی از سوالایی که بالا پرسیدی و هم سوال خودم بود
      ممممممنون
      یا علی مددی

  • س: وقتی دانشگاهتونو تموم کردین چه چیز در زندگیتون کم بود که اومدین حوزه؟
    پاسخ:
    (اول خندیدن و گفتن مگر در زندگی شما الان چیزی کمه؟ گفتم بله! شناخت دین. و بعد ایشون ادامه دادن)حقیقت اینه که ما یک بار بیشتر زندگی نمی کنیم، یعنی احتمالا ما جزء کسانی نخواهیم بود که رجعت می کنن(!)، بنابراین باید دید از این یک بار چه طور باید استفاده کرد. وقتی من دانشگاهمو تموم کردم نشستم با خودم فکر کردم که باقی سرمایه ی عمرم رو در کجا سرمایه گذاری کنم تا “پرسودترین تجارت” رو داشته باشم.(مقایسه کنید با تعریف زیبای خودخواهی و خودپرستی که دوست برقیتون! بهش اشاره کردن) به این نتیجه رسیدم که حوزه بهترین جاست و رفتم حوزه!
    (به همین سادگی! ایشون آن چنان با اراده و قاطعیت و ایمان حرف میزد که لذت می بردم. )

    س: بدون رفتن به حوزه میشه دین رو شناخت؟
    پاسخ:
    شما میتونید برید کتابای مختلف دینی مثلا کتابای شهید مطهری رو بخونید، کاملا هم مفید و قابل بهره برداری هستند. اما اینها منابع دست دوم(باواسطه) هستند. یعنی یک عالم دینی اومده قرآن و روایات رو خونده و با توجه به اونها مطالبی رو نوشته. اما اگر کسی بخواد خودش از منابع دست اول یعنی قرآن و روایات، بی واسطه استفاده کنه و در واقع از سرچشمه آب برداره چاره ای نداره جز اینکه بیاد حوزه. حتی متفکرینی مثل آقای حسن رحیم پور مدت ها طلبگی کردن تا تونستن به اینجایی که الان هستن برسن، وگرنه تحصیل در دانشگاه به تنهایی نمیتونه آدم رو به اینجا برسونه. چون “به طور قطع” سطح علمی حوزه قابل قیاس با دانشگاه نیست! و حوزه قوی تره.

    س: ببخشید فوضولیه! اما چرا شما قبل از دانشگاه نرفتین حوزه!
    پاسخ:
    اون زمان هنوز در سن و سالی بودم که اون قدر رشد فکری نداشتم که مستقلا تصمیم بگیرم، تحت تاثیر جو مسموم و ارزشهای کاذب حاکم بر جامعه رفتم دانشگاه. اما بعد فهمیدم اونچه که من دنبالشم چیز دیگه ایه که در دانشگاه پیدا نمی کنم، اومدم حوزه.

    س: خانوادتون وقتی خواستین بیاین حوزه مخالفت کردن؟
    پاسخ:
    نه. مشکلی نداشتن با این مساله.

  • سلام. خدا این طلبه ی برقی! رو حفظ کنه! مصاحبه ی خوب و مفیدی بود. مخصوصا بعضی از سوالات شما دغدغه ی عده ی قابل توجهی از جوونهای امروزه. مصاحبه با این موضوع(دوراهی حوزه و دانشگاه) به ندرت بشه تو اینترنت پیدا کرد. ممنونم.

    “علت اصلی چی بود که دانشگاه رو ول کردید؟
    علت اصلی خود پرستی و خودخواهی بود.در حقیقت احساس کردم من بیشتر از اینها می ارزم.ارزش عمر ادم خیلی خیلی زیادتر از اینه که بخواد توی دانشگاه حروم بشه.”

    جالبه. چند روز پیش از یکی از روحانیون قوی که قبل از حوزه، در دانشگاه بوده در مورد دوراهی حوزه و دانشگاه تلفنی سوال کردم. (ایشون رو یک دوست روحانی دیگم که دانشگاه نرفته بهم معرفی کرد.) اصل صحبتی که ایشون با من کرد شبیه همین دوست شما بود. یعنی مساله ی استفاده ی احسن از عمر. ایشون ۸ ساله که در حوزه هست و به گفته ی خودش هر روز هم بر شیرینی حضور در حوزه افزوده میشه.

    قسمت هایی از سوال و جواب ها رو براتون میگم به این امید که در مسیری که انتخاب کردین اگر خدا بخواد مصمم تر بشین. چون صحبت هامون دقیقا خاطرم نیست نقل به مضمون می کنم.

    • مثل همیشه نظراتتون پر بار
      ممنون
      یا علی مددی

    • “علت اصلی چی بود که دانشگاه رو ول کردید؟”
      علت اصلی خود پرستی و خودخواهی بود.در حقیقت احساس کردم من بیشتر از اینها می ارزم.ارزش عمر ادم خیلی خیلی زیادتر از اینه که بخواد توی دانشگاه حروم بشه.”
      من برام جالبه که شما با این سطح فکر باز در این تفکر هستید که دانشگاه جای حروم کردن عمر هست__!! بروید و صحبت های امام خمینی و آقا رو راجع به دانشگاه بخوانید– همین تفکرات سلبی باعث عدم ارتباط حوزه و دانشگاه شده است!!!

  • سلام خدا قوت از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
    آقا حالا که طلبه شدین تو بند وبساطتون دعایی چیزی واسه بهبودی قلب پیدا نمیشه؟
    (بگما من اهل ریاضت اینا نیستم ترجیحا هم شربت باشه آمپول اینا رو بیخیال)
    ولی جدای از شوخی دعا کنین

    • شربت پیدا نمیشه ولی قرصش هست!!!
      منم شوخی کردم
      متاجم به دعای خیر دوستان
      یا علی مددی

  • سلام
    ان شاء الله اون عمامه سفید با خون تون رنگ شهادت بگیره.
    در ضمن با مطلبی با عنوان
    ” طلایه دار جریان احیاء و اصلاح فکر دینی.”
    در خدمتیم

  • سلام
    با تبادل لینک موافقم !
    شما را لینک کردم …

  • یادمان باشد که ما خون داده ایم
    یک بیابان مرد مجنون داده ایم
    از مطالب جالب و مفید و زیبای شما لذت بردم
    اجرتان با صاحب…
    به طرح های بنده هم سری بزنید

  • انجام شد

فرستادن دیدگاه

برای افزودن شکلک کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette

حوزه مجازی

سیستم پیامکی

سيستم پيام کوتاه سايت مهندس طلبه


جهت عضويت در سامانه پيام کوتاه سايت مهندس طلبه، عدد 1 را به شماره 30008935353535 ارسال نماييد.

آخرین دیدگاه‌ها