۱۶
۱۳۹۳
اتاق!
وقتی اسپانیا بودم یکی از کاربرای سایت ازم درخواست کرد که از خونه یه طلبه عکس بگیرم.
توی این مطلب به درخواست دوستمون لبیک گفتم یه عکس از اتاقم توی سایت میذارم به همراه یک سری توضیحات.
خب این اتاق علاوه بر اینکه اتاق شخصیه منه ،اتاق مهمونای آقا،اتاق ناهار خوری و… هست.
توی عکس همون طور که میبینید شماره گذاری شده.در ادامه مطلب هر عدد رو توضیح میدم که چیه!
۱-خب این نوت بوکه بندست.یه نوت بوک فوجیتسو!تمام کارای سایت و حوزه و غیره و با همین یار همیشگی انجام میدم.
۲-پشتی.البته معمولا یه بالشت هم جلوش میذارم.چون وقتی در دراز مدت با کامپیوتر کار میکنم کمرم بدجور درد میگیره!
۳-میز.از این نوع میزها توی خونه اکثر طلبه ها پیدا میشه.هم جمع و جوره هم کار راه بنداز و هم ارزون.
۴-تلویزیون.که البته بیشتر مواقع خاموشه.اکثر اخبار رو که از توی سایت ها دنبال میکنم.مطلب مهمی هم باشه از توی کامپیوتر میبینم.ولی سعی میکنم اخبار ۲۰:۳۰ رو پیگیر باشم.
۵-دستگاه گیرنده دیجیتال.دو طرفش هم با گل مصنوعی تزئین شده.
۶-این محدوده اتاق تراکمش خیلی زیاده.از هت ست یکی از استادهای حوزه مجازی (که خراب شده) بگیر تا ورق های حوزه،مجموعه سی دی های نور و…
۷-کتابخونه.فعلا که نتونستم یه کتابخونه درست درمون بگیرم.یه چند سالی هست با همین کتابخونه سر میکنم.بنده خدا داره منفجر میشه.(در ضمن بعضی از کتابهای طبقه پایین رو جای دیگه بردم.وگرنه ظرفیتش یه سالی هست که تکمیله.)
۸-مجموعه سی دی های بک آپ.
۹-پنجره اتاقمه.روی پنجره هم مات کننده شیشه زدم که توی خونه دید نباشه.
۱۰-سیم آنتن تلویزیون.بقیه سیم زیر فرش جا سازی شده.یه سرش بالا پنجره قرار گرفته و سر دیگش به دستگاه گیرنده دیجیتال(شماره ۵) وصله
۱۱-فرش اتاقه.البته قابل شما رو نداره.
۱۲-قاب عکس مزین به :بسم الله الرحمن الرحیم.البته هدیه یکی از اقوام خوش ذوقه.
۱۳-لاک غلط گیرمه که روی زمین افتاده.کنارشم یه سری ورق سبز رنگه که توی جعبه لایتنر قرار گرفته ،لغت های زبان انگلیسیه که قبل از رفتن به اسپانیا حفظ میکردم.یادش بخیر…
خب اینم اتاق بنده که قولش رو داده بودم.
همه دوستان رو به اتاق های آخوندی میسپارم
یاعلی مددی
—————————————-
سلام به همه رفقای عزیز
امیدوارم عزاداریهاتون مورد قبول حق واقع شده باشه.
خداروشکر استقبال خوبی از ثبت نام حوزه خواهران شد.چند روزیه که کلاس ها شروع شده…
در عصر روز جمعه یادی میکنم از همه رفتگان،کسانی که دیروز در بین ما بودند و امروز یادشان.
بد نیست همه رفتگان را به یک فاتحه مهمان کنیم ،چرا که به بعضی از آنها بدجور مدیونیم،مخصوصا استاد.
بسم الله الرحمن الرحیم،الحمدلله رب…
یاعلی مددی
مهندس طلبه
۱۶/۰۸/۹۳
مطالب مرتبط
۴۵ دیدگاه + فرستادن دیدگاه
فرستادن دیدگاه
حوزه مجازی
لینک های جالب
- گریه های بی امان! (5713)
- مسافران هواپیما! (4186)
- مداحی انگلیسی! (4587)
- الگوی پرویز پرستویی! (4429)
- شیراز تمام قد ایستاد! (4847)
- جرم فرزاد جمشیدی مشخص شد! (5595)
- قویترین کشور جهان! (4106)
- شبیه "جُوْن" مثل بلال! (3926)
- مرگ بر! (3783)
- سازش هرگز! (4714)
آخرین دیدگاهها
- در مفت خور!
- در بیوگرافی من مهندس طلبه!(ورژن قدیمی بیوگرافی)
- در کرونا
- در عزیز دلم خیلی دوست دارم!
- در حامیان!
- در اخوندا دزدند!
- در شهریه!
- در مفت خور!
- در انتقاد!
- در حوزه آنلاین!
نوشته شده توسط






یادش بخیر یاد دوران دانشجویی افتادم البته اکثر دوستان هم دانشگاهی هم خونه های ساده ولی کمی به هم ریخته داشتند .
خونه خودم هم همین حالت براش حفظ کردم البته با یک کتابخانه چوبی بزرگتر
وای عزیزم خیلی خونت نازه خوشم اومد
من عاشق خونه های خالی از اساس ولی پر از آدم و محبتم تا خونه های پر از تیر تخته و کاسه بشقاب ولی بدون بچه و بی روح
ایشالله زیاد بچه بیاری تا خونت شاد تر بشه
میشه یه عکسم از اتاق دانشجوییتون بذارید؟!!!
سلام داداشی وقت بخیر یک طرح آموزشی دارم (علوم استراتژیک_ مدیریت بازاریابی) کی وبه چه ایمیلی براتون بفرستم؟
سلام علیکم
info (at) zolfaqar . ir
یاعلی مددی
سلام داداشی طرح ایمیل شد
سلام داداش اسپانیا چکار میکردی؟
سلام استاد بنده با این جورمحیط آ اشنایی دارم ارامش فوق العاده ا ی داره خونتون قشنگه
یاعلی
الهی چه اتاق نازی …………………………….
سلام خداقوت
من فعلا کامنت های دیگه رو نخوندم ولی سادگی رو این طور تعریف میکنم:
سادگی یعنی اینکه هر شی ای رو تعریف کنی و در ارتباط با اون هدفمند باشی یعنی در حد خودت بدانی “این شی را چرا خداوند آفریده است؟” یعنی برای خدا زندگی کنی نه برای هوای نفس و حرف مردم و چشم مردم و …
این بکاپ ینی چه؟ از چی بکاپ میگیرید این هواااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
یه سوال اساسی دارم شما احتمالا با طلبه های دیگه زیاد رفت و آمد دارین چقدر منزل طلبه های دیگه این شکلیه؟ به عبارتی محدوده تغییرات چیه؟ فراتر از اپسیلونه آیاااا؟
راستی به نظرم اتاقتون یه برد یونالیتی کم داره و چند تا سوزن ته گرد، بین اون دوتا پنجره، من چنین چیزی دارم و مطالب و نکاتی که لازم به یادآوری طولانی مدت و حفظ داره اونجا میزارم مطالب فقط درسی نیس آموخته هام از زندگی…بعدشم کاغذهاش رو آرشیو میکنم بعضی وقتام آرشیوها رو روش لود میکنم!
شما روش بهتری سراغ دارید؟
مثل همیشه عالی و کم نظیر نوشتید
موفق باشید یاعلی
شماره ای عکس هم جالبه ۱۳ تا
چرا ۱۳ تا شماره گذاشتید …
سلام به نظر من زیبایی، بهتر بودن و لذت بردن از زندگی در همین سادگی است. خیلی خوب و عالی بود. موفق باشید. از یک طلبه موفق جز این نباید انتظار داشت.
سلام
پست جالبی بود…از بقیه اتاق ها عکس نداری مثلا آشپزخانه ، حال پذیرایی و…
یعنی واقعا شما توی همین اتاق زندگی می کنید؟!
التماس دعا
این اتاق اگر متعلق به بنده بود
قطعا بخش ۶ – ۷ – ۸ مرتب تر چیده می شدند
توضیح شماره ی ۱۳ نیز لبخند به لبمان آورد
از آنجا که اتاق شما قناسی دارد، و نمی شود فرش را از کنار دیوار به بعد پهن کنید. بهتر هست که یک پتو کنار اتاق پهن کنید. هم نرم تر از موکت هست، هم گرم تر
سلام
ما هشت خواهر و برادریم که شش تایمان دانشجوییم
برادر بزرگترم هم زمانی دانشجو بود. عمران می خواند
برادر دومم دانشجوست آموزش ابتدایی می خواند
برادر بعدی دانشجو، عمران می خواند
خواهر بزرگترم دانشجو، علوم فرهنگی می خواند
خودم دانشجو، آی تی می خوانم
خواهر دیگرم دانشجو، مشاوره می خواند
خواهر بعدی دانشجو، صنایع می خواند
باز هم دانشجو داریم… به همین خواهر و برادرها اکتفا می کنم
هیچ کدام از ما اتاق شخصی به آن معنا نداریم
و اتاق مطالعه یمان هم بسیار ساده است. به اقتضای رشته و نیاز بعضاً کامپیوتر رومیزی داریم اما به در و دیوار اتاق ما نه عروسک آویخته شده نه قابهای آنچنانی، لوستر و فرشهای عروسکی و گل و بلبلی هم در اتاق نداریم. بسیار ساده است هم فضای مطالعه یمان، هم دیگر اتاق ها
شاید بد نباشد که بگویم هر یک از ما در خانه ی خود زندگی می کند و نان خور پدر نیست. فلذا به لحاظ اقتصادی هر چه هم دست تنگ باشد می تواند نیازهای شخصی خودش را مرتفع کند و اگر مایل باشد امکان چیدن اتاق مجلل را هم دارد…
اتاق مهندس طلبه هم اصلاً جای این همه تعجب نداشت! ساده، تمیز، و به دور از تجمل
چرا اگر یک دانشجو این اتاق را ببیند همچون آن شمایلی می شود که در کامنتها دیدم؟
دانشجو اگر دانشجو باشد، در واقع همان طلبه است (طالب علم) و طالب علم تنها طالب علم است، نه طالب تجملات و دیگر وسایلی که از ضروریات نیستند و صرفاً رفاه بیشتر را در بر دارند.
گویا خانوم نقطه چین تاحالا طلبه ندیده
نمی دونم خواننده از کجا برداشت کرده من … خانم هستم!!!!
طلبهها رو عامل همه مشکلات جامعه میدونند! درسته که طلبهها باید ساده زندگی کنند ولی کاش ادمهای دیگه هم یاد میگرفتند که ساده زیستی داشته باشند و باعث در هم شکستن بنیان و آرامش خانواده نباشند.
طلبه باحال ندیده بودم! پر تلاش و با دغدغه و اهل عمل نه حرف! زندگی ساده در کنار دل خوش و ایمان و اعتقاد قوی هست که لذت و آرامش داره. و اینکه هدف کاملا مشخص باشه و ادم به هدفش یقین داشته باشه. اینجوری اگه کل آدمها به یه سمت برند و اون یه طرف دیگه اصلا دلهره و ترس نداره و خیلی راحت برخلاف جهت آب حرکت میکنه. خودش رو با هیشکی و زندگیش رو با زندگی هیشکی مقایسه نمیکنه. تجمل پرستی، ماهواره پرستی، پول پرستی، غرب پرستی این همه بت تو زندگیش ایجاد نمیشه. (مقایسه زندگیها زندگی آدمها رو نابود میکنه.)
ولی بهای سنگینی داره این بر خلاف جهت همه حرکت کردن و بر جهت حق بودن!!!! مثل امام حسین که بر حق بود. تنها بود. به هدفش اعتقاد داشت و به خاطرش بهای سنگینی رو پرداخت.
خیلی سخته همه حق رو بفهمن واضح باشه مثل روز، ولی یکی که بخواد عمل کنه رو نابود و مسخره و تحقیر کنند…
تو اطراف ما به طلبه میگن مفت خور!
سلام علیکم
عزاداری هاتون قبول باشه
نرسیدم پست های دیگه رو بخونم..یعنی با همین پستتون، به صفای باطنتون میشه پی برد…با توجه به اینکه میگین از لحاظ ماهی هم مشکلی ندارین واقعا با این طور زندگی کردن و سازگار شدنتون خیلی جالبه..و نشون دهنده اینکه دلبستگی به دنیا ندارین
اولین باریه میام وبتون
توی وبهای مذهبی دارم یه سایت رو تبلیغ میکنم که تازه راه اندازی کردیم
http://yaranemahdi.com/
تازه کاره ولی بدک نیست..
بخشهای متفاوتی داره
اکثرمطالب هم درمورد حضرت ولی عصر هست
رافت و مهربانیشون…
معرفت نسبت به ایشون..
مظلومیتشون..
وظایف ما درهنگام غیبت و خیلی چیزای دیگه
به ظن من بهترین بخش، پرسش و پاسخه..که به شبهات و سوالات کاربران با سندهای قرانی و روایی پاسخ داده میشه…
شما هم تشریف بیارین و نظرتون رو بگین..تا انشالله به مدد حضرت بتونیم قدمی رو در هرچه نزدیک تر شدن فرجشون برداریم
اگه امکان داره ما رو به لینک هاتون اضافه کنین..
این کامنت رو هم تایید کنید تا دوستانتون هم با سایت ما آشنا بشن
انشالله چشمان بی فروغمون باطلوع فرج ظهور، سیمای در ربای حضرت و لبخند رضایتشون رو ببینه انشالله
یاعلی
چقد بعضیا تعجب کردن ؟؟؟اگه خلاف این بود باید متعجب میشدید دیگه…
سلام
خاص بود وزیبا مثل پست عروسک…
چقدر شما ادم با حالی هستید از همه لحاظ!
کلام استاد نیرومند رو خیلی دوست داشتم که:
امید من زهد را درست معنی کن.
اگر به چیزی «نیاز داری»، (تا آنجا که در توان داری) بهترینش را بخر. موبایل نیازی داری؟ توان داری؟ بهترینش را بخر… ماشین میخواهی، متناسب با نیازت بهترینش را بخر…
فراموش نکن، زهد به معنی نداشتنِ بهترین نیست، بلکه به معنی نخواستن و نداشتن چیزی است که نیاز نداری (و صرفاً جهت تظاهر میخواهیاش) و دل نبستن به آن بهترینی که داری…
چه کسیست که باور کند علی (علیه السلام) شمشیر ناقصی و مرکب نحیفی و زره ارزانی تهیه میکرده است!؟
کاملترش:
http://hamid.aftab.cc/1393/07/what-is-piety/
سلام علیکم
چند نکته:
-البته باید نیاز رو قبلش درست معنا کرد.
مثلا فرض کنید من نیاز داشته باشم یه ماشین دویست میلیونی زیر پام باشه.پولشم داشته باشم.و واقعا هم نیاز داشته باشم،چون تمام رفقا و اقوام دارن.آیا منم باید به این نیاز جواب بدم؟
آیا درسته توی جامعه ای که بعضی برای تهیه خیلی مشکلات کوچک گیر هستن یکی ماشین ۲۰۰ میلیونی زیر پاش باشه.اگه رفتم و این ماشین رو خریدم با توجه به نیازم آیا زهد دارم؟
-نیاز های انسان تمومی نداره(چون انسان بینهایت طلبه).این یک واقعیت.آیا همه نیاز ها رو باید جواب داد؟
-امام علی علیه السلام میفرمایند:فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب
خب.در حرام که بحثی نداریم.ولی در حلال خدا هم حساب و کتاب هست.هر چی انسان کمتر از حلال استفاده کنه (تا جایی که مرتکب گناه نشه) کمتر روز قیامت باید جواب بده.
نکته اینجاست که اگه حضرت سلاح و اسب خوبی تهیه نمیکردن و این مسئله در جنگ باعث شکست یا زخمی شدن یا… میشد مسئول بودن.چون باید تا جایی انسان پیش رفت که دچار فعل حرامی نشه.
-گاهی انسان به جایی میرسه که خیلی مسائل برایش نیاز نیست.ولی برای دیگران نیاز هست.
شاید برای یکی موبایل خوب داشتن نیاز باشه،برای یکی دیگه نیاز نباشه.واقعا یک نفر نیازی نداشته باشه.
این برمیگرده به تربیت ،سبک زندگی، ایمان و خیلی آیتم های دیگه که ممکنه طرف رو بی نیاز کنه.یعنی طرف به جایی برسه که کلا خیلی چیزا براش نیاز نباشه.
واقعا دوست نداشته باشه ماشین خوب سوار بشه.نه اینکه بازی دربیاره!
شاید مثل منی اگه ماشین خوب سوار نشم واسه علل دیگه ای باشه.ولی خیلی از بزرگان این مسائل دنیایی حقیقتا در ذهنشان حقیره و اصلا بهش نیازی احساس نمیکنن.
-انسان باید سعی کنه هر چه از دنیا بهره میبره بهش وابسته نشه.مشکل اصلی اینجاست که کار خیلی سختیه انسان از دنیا بهره ببره ولی وابسته نشه.عمده انسان ها این توانایی رو ندارن.پس عیبی نداره تا میتونیم از مسائل غیرضروری حذف کنیم تا موقع مرگ وابسته به دنیا نباشیم.
-بعضی اقشار جامعه باید سادگی پیشه کنند.مثلا یک طلبه.بر طلبه سادگی واجبه.
طلبه ای که خونه آنچنانی داشته باشه طلبه نیست.(البته عیب نداره طلبه سرمایه زیاد داشته باشه و از راه حلال کسب کرده باشه.ولی باید سادگی رو داشته باشه.مثل امام علی علیه السلام.حضرت در زمان خودشان جزو غنی ترین افراد عرب بودند.در اون زمان چاه آب ارزش خیلی فراوونی داشته.و حضرت یکی از افرادی بودند که چاه های اب فراوونی داشتند و به سادگی هم در راه خدا میبخشیدند.در اسلام این قانون هست:تا میتونی از راه حلال پول در بیار.ولی نباید تا بتونی خرج کنی!)
برای یه دانشجو این سادگی واجب نیست.
مشکل اینجاست که ما میخواهیم یک نسخه رو برای کل جامعه بپیچیم.این اشتباهه.
هر فرد در جامعه یه نسخه مخصوص خودش داره.یک طلبه یه نسخه یه دانشجو یه نسخه.
شاید اگه یه دانشجو که وضع خوبی داره زندگی خیلی ساده ای داشته باشه کار درستی انجام نداده باشه.
-نکته آخر :به عنوان یه تجربه شخصی میگم:لذتی و آرامشی که توی زندگی ساده هست هیچ وقت توی جای دیگه پیدا نمیشه و نمیشه.
البته بحث مفصل تر از این حرفاست که ازش میگذرم
یا علی مددی
سلام
میشه بفرمایید زبان رو چجوری یادمیگیرین؟
کلاس میرین یا خودتون با نرم افزار میخونین؟
سلام
وقتی میخواستم برم اسپانیا خیلی وقت نداشتم برم کلاس.واسه همین دو تا کار انجام دادم.
اولا تا میتونستم فیلم میدیدم.یک روش علمی یادگیری زبان هست که میگه با گوش دادن زبان یادبگیر.مثل بچه کوچک که با گوش دادن حرف زدن هم یادمیگیره.که یه سری نکته داره این روش
دوما یه ماه آخری یکی از رفیقام که زبانش خوب بود هفته ای سه روز با هم صحبت میکردیم(روز یک ساعت)
یاعلی مددی
سید رو می شناسم لیکن گفتم که برای اینکه برداشت اشتباهی برای دیگران پیش نیاد یک چند خطی مزاحمشون بشم. دیگران، ساده زیستی اگر صرف تقلید باشه بدرد نمی خوره، گاهی ساده زیستی کسی که در مسیر حق نباشه براش عجب و غرور رو به دنبال میاره. زهد اگر منجر به حکمت نشه بدرد نمی خوره. ما از دریچه زهد می خواهیم تعلق هامون رو کم کنیم و وای به حال روزی که زهد ما خودش تعلق ما بشه که در این صورت به حقیقت بدبختیم. حالات ما اگر ما رو به معرفت خداوند نرسونه زنجیرهای ما میشه. کسی که در مسیر حق حرکت می کنه و می بینی که چگونه تعلقاتش اون رو به لجن کشونده به زهد روی میاره، زنجیر تعلقاتش رو قطع می کنه تا محبت خدای دوست داشتنی در دلش شکوفه کنه، در حقیقت با زهدش داره به خدا می گه که ای کسی که زنجیر محبت تو رو بنده ضعیف تو نمی تونه به دوش بکشه لیکن چه کنم که بضاعت من همینه که تعلقات خودم رو از دنیای فانی اون هم به عنایت تو و با رفتن در خونه ولی تو قطع کنم و بقیه اش کار خودته.
سلام، ببخشین این اتاق تو خونتونه یا تو حوزتون؟
سلام علیکم
منزل
یاعلی مددی
بابا اینجا رو هم که مثل حجره کردی بنده خدا.
ولی یاد ایام حجره بخیر.
یاد اون دوستان باصفا به خیر.
خیلی دلم برای زنگی در حجره تنگ شده.
سلام
خسته نباشی داداش
خوبه اتاقت
همونیه که باید باشه
اقا این میزا الان حدود چنده باید یدونه بگیرم؟
جواب سوالم در مورد استاد واسوغ رو هم ندادی
موفق باشی
یا علی
سلام
قیمت میز دستم نیست.من دو سال پیش حدودا سه تومن خریدم.الان رو نمیدونم
سوالت درباره استاد واسوغ چی بود؟نرسیده بهم
یاعلی مددی
سلام
من داشتم فایل های صوتی استاد واسوغ رو دانلود میکردم یدفعه اومدم دیدم نیست
میخواستم بپرسم حذف شده؟
ممنون
راستش صفحه تفسیر کلاس تفسیر ایشون عوض شده.ادرسش اینه
http://hoze.zolfaqar.ir/?page_id=1836
یاعلی مددی
سلام
من منظورم فایل های صوتی صرف و نحو بود
ببخشید وقتتو میگیرم
یا علی
سلام علیکم
سرور سایت رو عوض کردیم واسه همین مجبور شدیم فایل های صوتی ترم تابستان رو پاک کنیم.
دو ،سه هفته دیگه یادم بنداز،اگه تا اون موقع اپلود کرده بودیم لینکش رو بهتون بدم
یاعلی مددی
سلام.برام جالبه که همسرتون هم با تغییر مسیر زندگیه شما خودشون رو با شرایط وفق دادن.
این سادگی آرامش بخشه..هرچقدر که تجملات بیشتر باشه حجاب است جلوی انسان.
به قول دوستی گاهی یک گلدان اضافه هم حجاب میشود….
اینجور زندگی کردن وابستگی انسان رو به دنیا خیلی کم میکنه..خوش به سعادتتون..
خیلی هم خوب
حجره طلبگی ما که یه کنج خونه رو به خودش اختصاص داده همه این موارد (بغیر از تلویزیون) رو تو خودش جا داده …
خیلی دلنشینه . واقعا با زمان دانشجویی م خیلی فرق داره
سلام وعرض ادب
جالب بود داستان وارد شدن شما به حوزه و علل و گرایشتون به این سمت خداوند رحمت کنه تمامی کسانی که زمینه و موجبات گرویدن انسان رو به اسمت خداشناسی فراهم میکنند
واقعاآرامش درگروی سادگی است چیزی که دست یافتن بهش برای هرکس و در هر موقعیتی امکان پذیرنیست
موفق و موید باشید
پنجره ها هم مات کردید دیگه بدتر!نه نوری نه آفتابی!میگم بعدش برید تهران خونه بهتر میگیرید؟همیشه که اینجا نمی مونید؟
چرا خونتون انقدر سادست و کهنه و قدیمی!شما که پولدارید.اجاره ایه؟خیلی حس بدی بود عکسه!خانمون احساس بی حس وحالی و بیرنگی بهشون دست نمیده؟آشپزخونه چه شکلیه؟
سلام علیکم
به نظرم سادگی اصلا عیب نیست.
من الان یک طلبم.مثل بقیه طلبه ها
من هر دو زندگی رو تجربه کردم.هم زندگی شمال شهر تهران رو و هم خونه ساده و به اصلاح شما قدیمی رو
یک روز زندگی توی این خونه به اصطلاح ساده و قدیمی رو با سالها زندگی توی کاخ های آنچنانی عوض نمیکنم
آرامشی که اینجا پیدا میشه هیج نیست که نیست.
یاعلی مددی
مهندس جان بدجور باهات موافقم
من تو خونه خودم به غیر از این چیزیی که تو عکس منزل شماست یه مبل هفت نفره هم گذاشتم
البته اگه کنتور روش نصب کرده بودم تو این سه سال متاهلی منو و حاج خانم فکر کنم به اندازه قیمت گل میزش هم ازش استفاده نکردیم
“ماهی یکی دو بار (بدلیل نبودن در منزل) ازش استفاده میکنیم اونم زمانی که میهمان داریم ( صبح ها که اداره ام ، عصرها هم تا مسیر اداره رو برسم خونه میشه ۳٫۵ . بعدشم یه نهار در اتاق نشیمن(البته یه گوشه اتاق محل خابمون هست و یه گوشه ای دیگش محل سر بخاک گذاردن ، گوشه سوم محل نشستن و غذا خوردن و گوشه چهارم هم که البته درب اون قرار گرفته و درکنار درب بخاری کم مصرف ساخت مشترک ایران و ژاپن و نفت سوز) در کنار دختر ۵ ماهه نازدونه با عیال جان نهاری به معده سراریز میکنیم و بعدش هم استراحت اندکی منظور خواب نه بلکه با دختر عسلم سر و کله زدن که باعث ریکاوری روحیم میشه
خب دیگه غروبه. باید بریم مسجد و بعد نماز هم جلسه قرآن یا جلسه هیات امناء مسجد و یا شورای محل و این روزها هم درگیر ساخت سرویس بهداشتی مسجد و کتابخونه هستیم به شدت
و اگه فرصتی بشه بعضی شبها سری به منزل پدرم و یا پدر خانم میزنیم”
البته بهار و تابستون ها بیشتر از مبل استفاده میکنیم ، اونم به این دلیل که پاییز و زمستون سردِ و هم بدلیل داشتن تنها یه بخاری نفتی و مصرف بهینه انرژی تو یکی از اتاق های منزل سکنی میگزینیم
مبلم هم برا استفاده میهمان و بالاخص پدر و مادر جانم که بالای ۶۰ سال سن دارن و ایضا” مبتلا به کمردرد و زانو درد تو پذیرایی منزل جا خوش نموده بذار برا خودشون خوش باش و با گلدونها و درختچه کاج مطبق گل بگنو و غنچه باز کنن مگه ما بخیلیم
علی ایهال اون کتابخونه کنار میز کارتون بدجور تو ذوق میزنه خواهشا” زودتر یه سر و سامون بهش بدین
یا حق
واین گونه است که میگویند هردخترخانمی با طلبه ها نمیتواند سازگاری کند :-”
فقط یه سوال شما در دوران دانشجویی تون هم نوع درس خوندن واتاقتون اینجوری بود یا نه سازگار شدید ؟؟چون این عکس رو یه سری دانشجو ببینند
میشوند
سلام علیکم
نه .زمان دانشجویی اینجوری نبود.اتاق مخصوص خودم داشتم و میز کامپیوتر درست حسابی!
سازگار شدم با شرایط.
یاعلی مددی
…. بنده هم دخترم هم دانشجوی مهندسی انصافا هم وسایلم همینه! هیچم
نشدم!!!
مگه منظورتون از یه سری کلیت نداشته باشه!
تازه به نظر من اون عدم سازگاری که میگینم بیشتر به خاطر لباس مقدس روحانیته! که شرایط رو برا افراد سخت میکنه و تحملش ظرفیت میخواد!
وگرنه فقط واسه اینجور زندگی که خوده منم نمونش الان لپ تاپم روی یه میز دقیقا مثه این عکسه و قسمت ۶ هم دست راستمه! اصلا اتاق خودمه انصافا
البته ایشون وضعشون بهتره چون من یک گوشه از اتاق رو دارمو لاک غلطگیرمم تموم شده!!!
یه زمانی یه طبقه کامل دستم بود اما الان بنظرم این بهتره! اون موقع خب آزادی عملم بیشتر بود اما بجاش الان ارتباطم با خانواده قوی تر شده که خیلی باارزش تره
در کل حرفم اینه که درمورد همه ی آدم ها با معیار های خودتون قضاوت نکنید و قشر هارو کامل از هم جدا ندونید!