تیر
۲۱
۱۳۹۱

گرونی!

گرونی!Reviewed by مهندس طلبه on Jul 11Rating:

امروز چند سطری مینگارم با مدد و رخصت از امیر شهیدان عالم!حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام! که ان شاالله ماشاالله رخصتم را لبیک گویند و اجازه قلم زدند بدهند!

آری! قلم میزنم! و رخصت میگیرم از شاه مظلومان عالم! که حقیقتا در هر عصر و هر زمان مظلوم است ! و در این عصر مظلوم تر از همیشه!

زیرا! زیرا ! به دروغ میگوییم حاضریم خون قلب خود را در راهت فداکنیم ولی ولی…

 

سلام علیکم بر رفقای عزیزتر از جان جانان!

یکی دوماهی بود که بدجور درگیر درس و امتحانات بودم! و کمتر فرصت میکردم برم شهر عزیزم! تهرون! ولی خب بعد از بعد از امتحانات این فرصت دست داد تا برم تهرون…

رفتن همانا و سر زدن به فک و فامیل همان!

راستش رو بخواید وقتی رفتم توی فک و فامیل انگاری وارد یه سیاره دیگه شده بودم!همه یه جور دیگه بودن!اصلنی انگاری من همون آدم فضایی بودم که اومدم توی سیارشون!نمیدونم!شاید!کی میدونه!جز خدا!

پیش هر کدوم که میرفتی هنوز سلام نکرده!شروع میکردن به غرغر کردن از گرونی!

یکی: آره دارن مردم رو با گرونی میکشند!

یکی دیگه:گرونی بیداد میکنه !خدا به دادمون برسه!

یکی یکی دیگه:  …  (اسم یکی از سران مملکت) بوقققققققققققق داره مردم رو با این گرونی میکشه!

یکی یکی یکی دیگه: الان اینجا که نشستیم! از بس سرعت تورم بالاست سرمایمون نصف شده!!(آره جون عمت!یکی سرمایه تو نصف شده با یکی هم پدر پسر شجاع! با این تورم که اولین نفر تو سود میکنی! با تورم دوچرخه من گرون میشه یا ماکزیمای تو!)

خلاصه از چپ و راست هر چی دم دستشون بود نثار این گرونی میکردند!

راستش رو بخواید رفقا! وقتی رفتم توی این جو! یه چند دقیقه ای منگ بودم! آره منگ! و گیج!

آخه نمیدونم!اینا دیگه چرا غر میزدند! اینا که ثروتشون داره از پارو بالا میره!

اینایی که بکشیشون سفرای خارجیشون ترک نمیشه!

اینایی که پول ماشین پسر ته تغاریشون به اندازه زندگی چند تا جوون می ارزه!

اینایی که جمع ماشینای توی گاراژشون از میلیارد میزنه بالا! و نزدیکه بالا بیاره!

آخه اینا دیگه چرا غرغر میکنه!

اصلا! اینا همونایی هستند که وقتی چیزی گرون میشه اول از همه سود میکنند!چون سرمایشون بیشتر میشه!

پس چرا اینا غرغر میکنن!نمیدونم!

توی همین فکرا بودم که یهو یکی از فامیل رو کرد بهم و گفت! اصلا شما طلبه های بیچاره چی کار میکنید با این گرونی! پولی هم که ندارید!پس چی کار میکنید!!!

خیلی سوال خوبی کرد! این سوال باصفاش به جای چرت و پرتایی که روانه بعضی کرده بود دَر!

آره!واقعا طلبه ها با این گرونی چی کار میکنند!

این سوال اولین بار توی همون جلسه جلوی یک سری افراد غرغرو به ذهنم رسید!

راستش! این چند ماهی که گرونی شده!اصلا نه!چرا این چند ماه! از روزی که پا توی حوزه گذاشتم ! یه بار هم نشنیدم یه طلبه از گرونی ناشکری کنه!اصلا!

نشنیدم غرغر کنه!اصلا و ابدا!

واقعا چرا؟ توی اون جلسه کذایی این سوال بدجوری ذهنم رو مشغول کرد!مگه طلبه ها تیلیاردند که هیچی از این گرونی ها غر نمیزنند! اصلا غر چیه داداش! حتی اکثرا شکر هم میکنند!

چرا جو طلبه ها سرشار شده از شکر!به جای غر!

مگه طلبه ای ندیدی که حتی پول نداشت خانم حاملش رو دکتر ببره!چرا دیدم!

مگه طلبه ندیدی که پول دوای مادرش رو هم نداشت!چرا دیدم!

مگه طلبه ندیدی که داره با این گرونی با ماهی ۲۵۰ تومن!! زندگی میکنه و با سیلی صورتش رو سرخ میکنه!چرا دیدم!

مگه طلبه ندیدی که حتی پول بخاری هم نداشت و خونش رو با علاالدین به زور سرد و نیمه گرد نگه میداشت!چرا دیدم!

پس چرا ندیدی هیچ کدومشون از این گرونی ها غرغر کنند!چرا ندیدی!کور بودی؟

نه کور نبودم! دقیق هم دیدم!

ولی در چشم همشون استقامت را دیدم!

در چشم همشون آماده شدن برای جنگ را دیدم!

در چشم همشون آماده شدن برای فداکردن خون قلبشان را دیدم!

آری!دیدم! که چگونه خود را سرباز إمامی مینامند و برای جنگیدن و شهادت در رکابش ثانیه شماری میکنند!

پس إی برادر و خواهرم! اگر ادعایی داری!

اگر آرزویی جز شهادت نداری!

اگر خود را شیعه شاه شهیدان عالم میخوانی!

پس هرگز شکوه به سختی های سخیف دنیوی نباید کرد!و بر آنان صبر کرد!البته صبری جلیل!

زیرا که مدعیان شهادت آماده اند که خون قلب خود را در راه سالارشهیدان فدا کنند! زیرا که خودش در هنگام عزیمت به کرب وبلا !رو به سوی تمامی زوار کعبه فرمودند:

که هرکس آماده است خون قلب خود را در راه خدا فداکند با ما عازم سفر شود!

پس رحیل!

رحیل ای برادر و خواهر…

همه شما رفقا را به خدای گرونی های سخیف میسپارم

یا علی مددی

۹۱/۰۴/۲۰

—————————————————

پاورقی:

چند نکت!

اولا بخاطر اینکه متن به صورت نیمه داستانی در بیاید شاید در جاهایی از خاطراتم تغییراتی داده باشم!

دُیّما دوستان عزیزتر از جان جانان! خب!تعداد سوالات دوستان زیاد شده بود! واسه همین از یکی از رفقای حوزه درخواست کردم که توی پاسخدهی به بعضی سوالات کمکم کنه!پس مشکل دست تنهاییم فعلا حل شده و اگه سوالی داشتید در خدمتم!البته باید ایمیل کنید!

خب این رفیقمون اسمش «استاد طلبه» هست! در حقیقت این بنده خدا استاد دانشگاه هست البته استاد در رشته برق! و هم طلبه! پس خیلی خیلی مرام کشم کردند و قبول کردند که توی پاسخدهی به بعضی سوالات کمکم کنند!خداخیرت بده «استاد طلبه»!

دیگه امری نیست ،جز

التماس دعا

یا علی مددی

مهندس طلبه

 

      مطالب مرتبط

درباره نویسنده:

من متولد شهر مقدس تهرانم! پدرم پزشک و مادرم استاد دانشگاه هستند و خودم هم در مقطع کارشناسی رشته کامپیوتر(Computer) گرایش نرم افزار (Software) تحصیل کردم. بعد از اتمام لیسانس به عللی مسیر زندگیم عوض شد و تصمیم گرفتم دانشگاه رها کنم و دیگه ادامه تحصیل ندم و بیام حوزه...

۱۳۴ دیدگاه + فرستادن دیدگاه