فروردین
۲۱
۱۳۹۲

حاج حسین!

حاج حسین یکتا

برایت مینویسم،إی سید اهل قلم! مینویسم زیرا که عمریست مانند کودکی نویسندگی را از تو تقلید کرده ام. میدانم که هیچ در چنته خود ندارم،ولی آن هیچ هم ،ساخته و پرداخته دست توست پس سید جان،به جان مادرمان،مانند گذشته باز نیز دستم بگیر و کمکم کن،زیرا که امروز بیش از هر زمان به صحبت هایِ شبانگاهت نیازمندم، پس کمکم کن إی زنده ترین زنده ها…   دیشب حاج یکتا اومد مدرسمون و چند دقیقه کوتاه […]

فروردین
۱۴
۱۳۹۲

حوزه مجازی!

حوزه مجازی

این بار قلم میزنم برایت ،إی حاج محمود! آری،این بار برایت قلم میزنم،زیرا که صدای گرمت بهانه ای شد تا دقایقی برایِ مادرم گریه کنم! آری،میدانم که دنیا بهانه ایست تا برایت بگریم مادر! این بار صدای حاج محمود بهانه شد! فردا روز نگاه به درِ خانه! فردا ها نگاه به آتش! آری!آری!هنوز فراموش نکردم که گاهی صورت نیلی نیز بهانه ای میشود ،تا دقایقی برایت گریه کنم مادر! بگذار تا اهلان دیوانه ام خوانند،ولی […]

فروردین
۷
۱۳۹۲

شیخ!

شیخ

مینویسم برایت إی سیلی! آری!میدانم ،که نمیدانی گاهی با فرودت چه میکنی با دلها! گاهی با فرودت صورت مادرانه ای را خونین ،و کمر پدری را شکسته ای! آری!آری! پس ای سیلی فرود آی! آری! فرود آی!ولی این بار نه بر صورت مظلومه ای! بلکه این بار بر دل سیّدی از نسل یاس که دیگر طاقت روضه ندارد! آری!آنقدر بر این دل فرود آی تا دیگر طاقت زنده ماندن نداشته باشد،مانند عصر عاشورای زینب سلام […]

اسفند
۳۰
۱۳۹۱

نو روز!

نو روز!

قلم میزنم برایت إی سال ۱۳۹۱ هجری شمسی! میدانم،که در پایان عمرت، ایرانیان به جشن و پایکوبی مینشینند!میدانم! ولی اینبار من میخواهم عزادارت باشم!آری،عزادار! زیرا که پایان عمرت ،نشانه ایست که یکسال دیگر نیز گذشت،و باز نیز نیامد! آری ،باز نیز نیامد و باز نیز ما خفتگان در غفلتیم…   تیک تاک ساعت که به لحظات پایانی هر سال که نزدیک میشه،هر کسی یه برنامه ای واسه خودش داره.بد نیست این دفعه یه گشتی توی […]

اسفند
۲۳
۱۳۹۱

ادبیات عرب(۲)!

ادبیات عرب

قلم میزنم برایت ای برف! نمیدانم ،آیا امروز نیز بر روی شانه های مولایم نشسته ای یا خیر؟ و اگر گرمای شانه هایش را چشیده ای،و در عظمتش ذوب شده ای، سلام و درودی از سمت جاهلانش بر او بفرست! و باز این بار به او بگو:که دعایی، تا این بار یخ دل شیعیانش باز شود، آری،دعایی إی مولای من،دعایی…   [توجه:حتما قسمت قبلی ادبیات عرب را از این آدرس بخونید.] کلنی از خودت میپرسی […]

برگه‌ها :«1...29303132333435...56»