آبان
۱۰
۱۳۹۱

اینترنت!

هزار و اندی سال پیش،در چنین روزی محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) دست مردی را بر آسمان ها بلند کرد، تا نه به انسیان ،بلکه بر کل عالم آفرینش بفهماند که

من کنتُ مولاه فهذا علی مولاه

آری!کل عالم ،این ندای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را شنید و به گوش جان سپرد! جز عده ای گمراه! که ندای را شنیدند ولی چه زود به فراموشی سپردند!

این جماعت فراموشکار همانگونه فراموش کردند علی (علیه السلام) را مولای خود گرفتند! فراموش کردند که زهرا مرضیه (سلام الله علیها) دخت نبی مکرم اسلام است،و نیز فراموش کردند محسن (علیه السلام) نوه او!

ای غافلان عالم! اگاه باشید که لشگر محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز قیامت جایی برای غافلان ندارد!

پس رحیل به سوی بیداری إی جوانان سرزمین سلمان فارسی (رحمه الله علیه)،رحیل …

 

خب هرکی من رو بشناسه میدونه که یه عمری میشه نافم رو با کامپیوتر و اینترنت و… بریدن!

یعنی از همون ساعات اولیه که چشم به جهان گشودم اسم کامپیوتر را زیر لب زمزمه میکردم!

ک ا م ی

آره این اولین کلمه ای بود که گفته بودم!بگذریم!

دانشگاهم که همین رشته رو ادامه دادم!و همچنان نافم با این وسیله عجین بود!زمان گذشت و گذشت تا این که وارد دنیای جدید حوزه شدم!

مقداری از عجین بودن نافم با این وسیله کمتر شد!ولی باز هم اصالت خودم رو توی این وسیله حفظ کردم!

از مباحثم بگیر که هنوز آنلاین توی اینترنت انجام میدیم تا تدریس مجازی دروس حوزه توی نت تا وبلاگ و…

خلاصه هنوز زندگی بدون کامپیوتر و اینترنت برام تعریف نشدست!یک روز بدون اینترنت یعنی تعطیلی کلاس مجازی و از اون مهم تر مباحثم!

اینایی که گفتم رو ولش کن!من باب دوره همی بودن گفتم یه چیزی گفته باشم که دلت شاد بشه!ان شاالله ماشااله که دلت شاد شده باشه!اگه هم شاد نشده بیخیل!آب شنگولی بزن تو رگ دلت شاد بشه!(البته منظورم از آب شنگولی اصطلاحیه که بین رفقامون زمان دانشجویی رایج بود!یعنی به صورت عام به شربت و آبمیوه و غیره اطلاق میشد!)

خب…

چند هفته پیش بود که رفتم حسابم رو چک کردم!دیدم هیچی توش پول نیست!یعنی خالی خالی بود!

من باب عادتی که توی این چند سال طلبگی یاد گرفتم،بهش فکر نکردم که پول ندارم چی کار کنم! چون اگه توی حوزه هیچی یاد نگرفته باشم این یه مطلب رو خوب با جون و دلم یاد گرفتم که :

روزی طالب علم رو خودِ خدا میده!پس من باید درسم رو بخونم!کاری به روزی نداشته باشم!میرسه،

دیگه بهش فکر نکردم.بیخلش شدم!

هر روز ساعت ۴:۳۰ مباحثه داریم!با رفقای طلبه!توی دنیای مجازی!

حدود ساعت ۴ یهو دیدم إی دل غافل ،اینترنتم تموم شد!موندم چی کار کنم؟

پول که ندارم اینترنتم رو شارژ کنم!مباحثم که دارم!؟

تو دلم رو کردم به کریم و گفتم خودت گفتی روزی طلبه رو میرسونی!پس کریم منتظرمون نذار…

بعد از درد و دل با کریم رفتم سراغ موبایلم که حسابم رو چک کنم!البته صبحش چک کرده بودم و دیده بودم هیچی پول نیست!ولی گفتم سنگ مفت جُنجیشگ مفت!

چک کردم !دیدم إی دل غافل !۲۰ هزار تومن به حسابم پول واریز شده!بگی نگی فکم افتاد!

ولی بهش فکر نکردم !زودی رفتم و اینترنتم رو شارژ کردم!که بتونم به مباحثه ساعت ۴:۳۰ برسم!

وقتی اینترنت وصل شد یه راست رفتم توی سایت بانکم که ببینم این ۲۰ تومن از کجا اومده!

حسابم رو چک کردم ،دیدم نوشته:

شما مبلغ ۲۰ هزار تومن در بانک … برنده شدید!

همه شما را به خدای روزی رسون میسپارم

یا علی مددی

————————