آذر
۲۹
۱۳۹۱

هدف(۲)!

هدف(2)!Reviewed by مهندس طلبه on Dec 19Rating:

قلم میزنم برایت إی دردانه حسین علیه السلام،رقیه جان

دستانت کوچک اند ولی دلت بزرگ!

آری!دلت بزرگ و دریایی است مانند عمویت عباس (علیه السلام)

ای کاش قطره ای از دلت دریاییت بر کویر دل ما میریخت تا کویر ما هم باغ و بستانی زیبا شود!

رقیه جان! بیا و در این بلندترین شب سال، عنایتی کن تا همتمان هم بلند شود! تا بلکه بتوانیم بعد از صدها سال برای غریب کرب و بلا یار شویم!

عنایتی إی دردانه حسین علیه السلام…

 

خب!این هفته در ادامه سوال مطلب هفته قبل،پیش یکی از رفقای طلبم رفتم ،تا جوابش رو جویا بشم!(برای خواندن سوال هفته پیش اینجا کلیک کنید)

بازم یه بیوگ مختصری ازش میگم و میرم سر وقت سوال و پاسخ:

 

توجه:این تصویر در دوران دانشجویی گرفته شده است!

توجه:این تصویر در دوران دانشجویی گرفته شده است!

 

بیوگرافی:

  • نام:محمد مهدی
  • نام خانوادگی:ناظمی اردکانی
  • مدرک:کارشناسی
  • رشته دانشگاهی:صنایع
  • دانشگاه محل تحصیل:صنعتی شریف
  • تحصیلات حوزوی:سال سوم حوزه
  • محل تحصیل:مدرسه معصومیه سلام الله علیها
  • روحیه:فوق العاده اکتیو،اجتماعی،باحال!

سوال:اصلا چرا اومدی حوزه؟یا راحت تر بگم،هدفت چی بوده که دانشگاه رو ول کردی و اومدی حوزه؟

جواب محمد مهدی:

خب اول به چند مقدمه باید اشاره کنم،بعد وارد جواب سوالتون بشم

مقدمه اول

یکی از ابزارهایی که میشه به وسیله اونا جامعه رو کنترل کرد بحث تقدس زائی(مقدس نشان دادن یک چیز) و تقدس زدائی(پست نشون دادن یک چیز) است.

امروزه ما به اشتباه به دانشگاه تقدس دادیم و هر کسی بدون هیچ فکری به سمت دانشگاه میره.یعنی هر فردی با اندکی استعداد روانه دانشگاه میشه.

مقدمه دوم

  • در مقدمه دوم باید توضیحی درباره رشته های دانشگاهی بدم:
    • علوم فنی:این علوم هیچ قداستی ندارند.مثلا فرض کنید در زمان های گذشته یکی ۶ ماه آهنگری یاد میگیرفت،کسی هم به این کار قداست نمیداد.ولی امروزه چی؟اگه یکی ۴ سال عمرش رو توی دانشگاه تلف کنه و فلان رشته فنی رو بخونی بهش قداست میدن.در حقیقت آهنگری با رشته فنی فرقی نداره!ولی کسی به آهنگری قداست نمیداد ولی امروزه به رشته های فنی قداست میدن!
    • علوم انسانی:این علوم تقدس دارند.چرا که با انسان کار دارند.در ضمن این علوم اثرگذاریشون هم بسیار بیشتره،پس تقدسش هم بیشتره.

به همین علتم هست که دوستان حزب اللهی وقتی میخوان از کارشناسی به کارشناسی ارشد بیان به سمت علوم انسانی جلب میشن.(البته مگه قسمت هایی که هنوز کشور بهش نیاز واقعی داره،مثلا توی بحث هسته ای و غیره)

پس از اینجا علت این هجوم به سمت علوم انسانی معلوم میشه.ولی این که خیلی از دوستان میان به سمت علوم انسانی یک مشکل اساسی داره که در ادامه بهش میپردازم:

  1. ذات علوم انسانی که امروزه در دانشگاه تدریس میشه غربیه،و غربی ها اصالت را به  صرف تصرف بر دنیا میدن ،به خلاف اسلام که اصالت به خداوند متعال میده.خلاصه اینکه علوم انسانی غربی در هر زمینه ای(اقتصادی،آموزشی،فرهنگی و…) که باشه اصالت رو به دنیا میده نه خدا
  2. ما معتقدیم که اسلام متکفل همه امور زندگیمون هست(حکومت،اقتصاد،فرهنگ و..)ولی عملا در دانشگاه ها علوم غربی رو جایگزین اسلام کردیم،پس هر کسی امروز به علوم انسانی بره یعنی در پازل دشمن بازی میکنه.برای روشن تر شدن مبحث یک مثال میزم،امروز در دانشگاه، برای نوشتن یک پایان نامه سوال کلیدی اینه که این پایان نامه چه مشکلی را در دنیا حل میکنه تا بوسیله این بتونیم تسلطمون رو بر دنیا بیشتر کنیم و در نهایت از دنیا بیشتر بهره ببریم!که این دقیقا مخالف پایان نامه ای هست که با دید اسلامی نوشته میشه،چرا که توی پایان نامه اسلامی باید سوال کلیدی این باشه که چی کار کنیم تا به خدا نزدیک بشم.(حالا اگه کسی که دیدش اسلامی بود و توی این مسیر مثلا اَلکُلی هم کشف کرد عیب نداره،ولی باید توجه داشت این فرعه نه اصل.مثلا علمای گذشته ما فیزیک دان و شیمی دان هم بودند.)

نتیجه گیری:

خب با این دو مقدمه ای که گفتیم حالا میریم سر اصل بحث،و اون این که چرا حوزه؟

چیزی که از دانشگاه متصرف اینه که  ما یک مدرکی بگیریم که بتونیم باهاش خدمت کنیم.خب این نیاز به هیچ نیروی جوانی ندارد.برای مثال افرادی در نزدیکان ما هستند که در سن ۵۰ تا ۶۰ سالگی دارن دکترا میگیرند.پس میشه بدون نیروی جوونی هم بریم دانشگاه ولی به خلاف دانشگاه در حوزه، نیاز به تعمق و تولید نظریه داره.توی حوزه اصلا مدرکش مهم نیست و فقط مهم اینه که ببینیم اسلام چی میگه .پس هیچ وقت راه برای دانشگاه بسته نیست.،ولی برای حوزه بسته میشه!

پاسخ به یک شبهه رایج

«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون»(ترجمه:هر نیرویى در قدرت دارید، براى مقابله با آنها [دشمنان‏]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهاى ورزیده (براى میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را، که شما نمى‏شناسید و خدا آنها را مى‏شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعى اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده مى‏شود، و به شما ستم نخواهد شد!)

شاید بعضی ها به آیه بالا استناد کنند و بگن که این آیه درباره مسائل نظامی نازل شده،پس نیاز به علوم فنی داریم و علوم فنی اولویت دارد

در جواب سوال این دوستان باید ازشون بپرسیم اصل در جنگ هشت ساله ما چی بود؟آیا جنبه نظامی اصل بوده یا جنبه ایمانی؟

آیا علت پیروزی ما در این جنگ تجهیزاتمون بود یا ایمانمون؟اگه تجهیزات بود که صدام صدها برابر از قویتر و پیشرفته ترش رو داشت!پس چطور شکست خورد؟

یک مقایسه:

در ادامه باید یک مقایسه بین غایت حوزه و دانشگاه(علوم فنی) انجام بدم:

ته و غایت دانشگاه شریف اینه که پراید رو تبدیل به بنز کنه(که البته نمیتونه!!)ولی غایت و هدف روحانی اینه که دست یکی را بگیره و بیارتش بالا، که این از انچه که خورشید بر آن میتابه بالاتر است.(با استناد به حدیث پیامبر اکرم صل الله علیه و اله وسلم) البته باید توجه داشت حوزه به ما هو حوزه این جایگاه رو داره،!و ممکنه کسی توی حوزه به این جایگاه برسه یکی هم نرسه،ولی جایگاه خود حوزه همچین جایگاهیه!

سوالی دیگر:

و در انتهای کلام باید به این سوال پاسخ بدیم که الان نیاز انقلاب به کدوم سنگر بیشتر است؟

ساده ترین راه تشخیص نیاز اینه که تعداد نیروهایی که در هر کدوم هست با وظایفی که هر کدوم دارند مقایسه کنیم!ورودی هر سال دانشگاه چیزی حدود یک میلیون نفر میرسه ولی کل حوزوی ها از زمان مرحوم بهجت تا الان نزدیک صد هزار نفره!(کلهم با هما!) و تعداد وظایفی هم که حوزوی ها دارند خیلی بیشتره،مثلا ارشاد جامعه،مباحثهای علمی، نظریه پردازی(که خود این قسمت به  اندازه کل علوم انسانیه)،قضاوت،حکومت داری،مسجد و غیره

با این دو مقدمه و این نتیجه ،تصمیم گرفتم که دانشگاه رو رها کنم و به حوزه بیام…

 

خب رفقای عزیز این هم مصاحبه این هفته از محمدمهدی جونم!

رفقا سوالی هم از ایشون داشتند کامنت بذارن ،سعی میکنم جواب هاتون رو ازشون بپرسم!سعی میکنم!

خب امری نیست

همه شما رو به خدای بروبچ فوق العاده اکتیو میسپارم

یا علی مددی

 

 

توجه:قرار هست بعضی از سوالای دوستان ،توی کامنت رو خود آقای ناظمی شخصا جواب بدن.سوالایی که ایشون جواب میدن با اسم ایشون توی جواب کامنت نوشته میشه نه اسم مهندس طلبه!

———————————————-

به!سلام!والسلام

رفقای بامرام چند تا نکته کوچولو!

اولا همون جور که خبر دارید یه هفته ای هست که آپلود سنتر ترکیده!مشکل از سروره!فعلا که درست نشده!در حال درست کردنش هستند رفقا!دعا کنید زودتری درست بشه!

دوما درباره سایت فیلم یاب!کسی از دوستان هست بتونه یه لوگوی تبلیغاتی (متحرک یا ثابت) برای فیلم یاب درست کنه!؟اگه کسی از دوستان میتونه این زحمت رو انجام بده بهم بگه که اندازه مورد نیاز رو بهش بگم!پیش پیش ممنون

سوما توی نظرسنجی موسیقی وبلاگ شرکت کنید!تا الان اکثریت گفتن که موسیقی نباشه!اگه همین جوری پیش بره موسیقی بای بای!

چهارما همچنان با درد مچمون میسوزیم و میسازیم!

التماس دعا

یا علی مددی

مهندس طلبه

۹۱/۰۹/۲۹

      مطالب مرتبط

درباره نویسنده:

من متولد شهر مقدس تهرانم! پدرم پزشک و مادرم استاد دانشگاه هستند و خودم هم در مقطع کارشناسی رشته کامپیوتر(Computer) گرایش نرم افزار (Software) تحصیل کردم. بعد از اتمام لیسانس به عللی مسیر زندگیم عوض شد و تصمیم گرفتم دانشگاه رها کنم و دیگه ادامه تحصیل ندم و بیام حوزه...

۱۱۵ دیدگاه + فرستادن دیدگاه

  • سلام.درجواب بعضی دوستان نسبت به علوم انسانی و دانشگاهی جبهه گرفتندفکرکنم هردو مکمل هم هستنداگه ما حضورخدارودرک و حس کرده باشیم دررفتارهای اجتماعی،سیاسی و….بافکرعمل می کنیم مثلاًاگه یک مهندس عمران ومعماربفهمن بافکروعمل اوناجون چندنفردرمیان اونوقت توساخت وساز واستفاده ازمصالح خیلی خیلی دقت می کنند…این یه ذره ازهمون علومی که برای همه چی حرف داره توهرشغل و منصبی باشی کم کمش درس اخلاقو نگاه کنی دنیاشایدیه ذره به بهشت نزدیک بشه!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
    خداقوت به همه اونایی که راه حوزه روانتخاب مهمترتاآخرپایبندوعمل کننده خوبی باشن وتاثیرگذار……

  • […] ناظمی اردکانی میخواهید بیشتر بدونید مصاحبشون رو از اینجا مطالعه […]

  • سلام
    خدا قوت. استفاده کردم از مطلبتون.
    منم دانشجوی شریف هستم که قصد دارم اگه خدا بخواد برم حوزه. هنوز دو دلم، هم برای اصل حوزه رفتن و هم انتخاب حوزه.
    غیر از حوزه مشکات در تهران و معصومیه در قم، حوزه ی دیگه ای هم هست که فقط از دانشجوها پذیرش کنه؟

    راستی، ایشون که باهاشون مصاحبه کردید همون آقای ناظمی هستن که در ساخت میراث آلبرتا جزو پژوهشگران بودن؟

    • سلام اخوی
      خداروشکر که از نظرات اقای ناظمی استفاده کردید
      ان شاالله که بتونید درست انتخاب کنید و راه صلاح رو پیش بگیرید
      توی تهران حوزه مشکلات هست،دیگه نشنیدم حوزه ای باشه
      اون اقای ناظمی پسرعموی ایشون هستند،البته پسر عموشون هم الان حوزه هستند.
      البته ایشون هم توی کار مستند سازی فعال هستند
      یاعلی مددی

  • باسلام خدمت آقای ناظمی اردکانی..
    (ببخشید صریح مینویسم!! و تقاضا دارم این نظر را نمایش دهید تا بحث شود!!)
    دلایلتون برای حقانیت حوزه بر دانشگاه بسیار ضعیف بود و جنبه احساسی داشت تا عقلی!
    یک دلیل مستدل برای نیاز امروز حضور نیروهای متعهد و متخصص در دانشگاه ها وجود امثال شهریاری ها و احمدی روشن هاست..والا امروز جنگ، جنگ علم است_خواهشا بحث علم را در پشت تقوا پنهان نکنید..العلم سلطان: هر چیزی را در سر جای خود بسنجیم و منظومه ای فکر کنیم(!).
    بروید و سخنان رهبری را در رابطه با نقش دانشجو و استاد و دانشگاه را بخوانید!! امام فرمودند دانشگاه مبدا تحولات است و حال ما سنگر را خالی کنیم و عوامل تحول مبدا را خالی کنند تا سک.لار ها و بی دین ها تحول ساز شوند؟؟!! پس واقع بین باشید که من و شما باید دانشگاه را بقول رهبری مرکز معنویت کنیم و به بهانه خودسازی شانه از دانشگاه که بسیار مورد هجمه دشمنان است، خالی نکنیم.
    کلام پایانی:
    رهبر عزیز فرمودندBig Frown زمانی بود برای فرار از شهادت به دانشگاه ها میرفتند ولی امروز برای شهادت باید به دانشگاه ها رفت))
    پس پشتابید بسوی شهادت.
    براستی چرا دشمن سراغ حوزه ها نمیرود و شهیدی نمیدهد؟؟ چون دشمن دارد با تهاجمات فرهنگی اش در زیر لایه های اجتماعی اسلام ناب را نابود میکند و طلبه ها آماده شهادت در این راه نیستندو آنها در این راه مانعی جلوی خود نمیبینند!
    و من الله توفیق.یاعلی

    • و خوشحال میشم سری به این وبلاگ بنده هم بزنید:

      http://www.vaghfname.persianblog.ir

      آری باری گران بر زمین مانده، وقف نامه ات را بنویس..

    • سلام علیکم
      راستش اخوی این مطلب خیلی قدیمی هست.به اقای ناظمی میگم که اگه توسنتند جوابتون رو بدند.ولی قول نمیدم
      یاعلی مددی

    • سلام آقا محسن
      این مطلب مال چند وقت پیش است و برخی از نظرات من هم تا حدی عوض شده، ولی شما اگر نظرات مفصلی که آن موقع سر حوصله نوشته شده بخوانی خیلی رفت و برگشت صورت گرفته و فکر می کنم بد نباشد با دیدگاه مطرح شده آشنا شید.

      تنها الآن می تونم بگویم این دلیلی که شما آوردید خودش داد می زند احساسی است و اگر اینگونه استدلال را بپذریم به نظر شما قدر و اندازه مثل حضرت آقا، سید حسن نصرالله، شهید مطهری، شهید بهشتی، اصلا خود امام خمینی و … چقدر است?

      البته این بحث مجال بیشتری می خواهد…
      اگر لازم بود میشه تلفنی صحبت کنیم.

  • لطفا مطلب جدید بگذارید

  • سلام.خیلی آموزنده تر از خود پست کامنتا بودن اولا به خاطر مجموعه مطالب هدف ممنون.دوما تشکر از آقای ناظمی به خاطر حوصلشون در جواب دادن به سوالات.جدا مطلب پر برکتی بود.

    • سلامت باشید، لطف دارید، ان شاء الله همگی عاقبت به خیر شویم، حوصله از جانب شما بوده که ما را تحمل کردید!

  • سلام…
    امروز کله سحر رفتم ایین نامه امتحان دادم و با۱ غلط قبول شدمSmile
    ممنون بابتون دعاهاتون…
    حالا منتظر جایزه داداشم هستم

  • حاج آقا ببخشید نمی خواهید مطلب جدید بذارید

  • سوال اصلی: علوم انسانی غربی به چه نیتی در دانشگاه های ما درس داده می شوند؟
    جوانان ما یاد بگیرند و آن را بکار ببندند؟ جوانان ما آنها را بر اساس اندیشه های ناب اسلامی نقد کنند و حاصل آن را در جامعه به کار بگیرند؟ جوانان ما با خواندن آن بدون تاثیرگیری از بتوانند علوم اسلامی تولید کنند و نظریه پرداز بشوند؟
    خیلی خوش بین باشیم بشینند آن را نقد کنند، با چی؟ با مبانی همان غربی ها!
    خب شما بفرمایید ثمره اش چیست؟! آیا جزء همان نیست که حضرت آقا به کنایه از روی آن گذشتند؟! آیا اینجا قتلگاه انقلاب نخواهد بود؟ آیا همه ی ما سر کار نیستیم!!
    ============================
    سلام
    از آقای ناظمی بابت پاسخ دادن خیلی ممنون….
    اما موارد فوق که کپی کردم برخی جملات آقای ناظمی بودن که در موردش صحبتی دارم و پاسخ میخوام:
    حال اگر جوانی بیاد بعد ازچند سال تحصیل مثلا در حوزه،وارد علوم دانشگاهی علوم انسانی مثل روانشناسی،حقوق و…بشه درعین حالی که این علوم رو که بنیان غربی دارن یاد بگیره و براساس اندیشه های ناب اسلامی نقد کنه و حاصل رو برای خدمت به خلق ارائه بده ،
    بازهم “اینجا میشه قتلگاه انقلاب”؟

    • سلام و رحمه الله
      بنده واقعا از شما متشکرم که وقت می گذارید و دغدغه مند هستید؛

      فکر می کنم هنوز نتوانسته ام یکی از مبانی کلیدی که در ذهنم پیوسته داد و فریاد می کند و انگیزه من از زندگی در فضای حوزه است را منتقل کنم.
      مشکل اصلی اینجاست که ما به دینمان چگونه نگاه می کنیم؟

      و گمان نباید بشود که اسلام آمده است براى اینکه، این دنیا را اداره بکند، یا آمده است فقط براى اینکه مردم را متوجه به آخرت بکند، یا آمده است که مردم را آشناى به معارف الهیه بکند. محدود کردن، هرچه باشد خلاف واقعیت است. انسان غیرمحدود است و مربى انسان غیرمحدود است و نسخه تربیت انسان که قرآن است غیرمحدود است؛ (صحیفه امام، ج۱۲، ۴۲۲)

      امام خمینی: مثلا تبلیغ کردند که اسلام دین جامعی نیست، دین زندگی نیست، برای جامعه نظامات و قوانین ندارد; طرز حکومت و قوانین حکومتی نیاورده است; اسلام فقط احکام حیض و نفاس است; اخلاقیاتی هم دارد، اما راجع به زندگی و اداره جامعه چیزی ندارد. (ولایت فقیه، ص۸)

      اگر ما ایمان پیدا کردیم که تنها دین اسلام است که نسخه کامل می تواند برای سعادت آخرت و دنیا به ما بدهد، آن وقت به تکاپو خواهیم افتاد که خُب الآن چقدر از آن استخراج شده، چه کارهایی روی زمین است؟ من چه بکنم؟ تو چه بکنی؟ تقسیم وظایف کنیم… تا خود و بعد جامعه و بعد جهان از این نسخه استفاده کند!!
      اما اگر نه برعکس گفتیم، حق همان خواهد بود که الآن شاهد آن هستیم!!

      بله ما نمی گوییم کسی نرود و علوم انسانی غربی را نقد نکند! لولو است، می خوردش!! لکن اولا بیاید تببین کنید اسلام چه می گوید؟ آن را در صحنه عمل بیاورید، هر روز نقدش کنید و آن را منقح تر نمایید، زوایای پنهانش را بررسی کنید…
      بله همانطور که یک عده محدود از افراد مسلط به بحث و خریط فن مثلا می روند وارد می شوند در کلام مسحیت و آن را به نقد می کشند افراد محدودی هم بروند دین غربی ها را هم و مبانی اش را به چالش بکشند!!!
      بله اگر ۵ ملیون نفر در حال استخراج محتوای اسلام و تبیین آن، تبلیغ آن در سراسر ایران و دنیا بودند، مباحث مربوط به قضا و قضاوت بر روی زمین نبود و… آنگاه ۱۰۰۰ نفر فاضل، نه! ۱۰ هزار نفر آدم فاضل هم بروند علوم انسانی را نقد کنند!
      لکن در حال حاضر کاملا برعکس است!!!!! این یعنی ما حداقل در عمل ایمان به دینمان نداریم!! ولو در زبان داشته باشیم.

      اما در زمین دشمن بازی کردن؛
      وقتی شما یه تعداد دانشجوی قوی رفتید سر کلاس فلان استاد و مدام اشکال و جواب شد، در دراز مدت باعث قوت استاد، کلاس و نظریان او می شود چون ذره ذره اشکالات برطرف می شود، زوایای بحث روشن می شود و هر روز متکامل تر می شود؛
      در عوض یک استاد خیلی قوی ولی هیچ شاگرد به درد بخوری نداشته باشد، مجبور است یک سری مطالب فرسوده و سطحی را مدام تکرار کند و لذا همیشه در جا می زند، اصلا رفت و برگشتی نیست که باعث قوت آن بشود… نهایت یک فکر است و هیچ هم افزایی ندارد.

  • مطلب جدید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • من میخواستم این دفعه اولین نظر مطلب جدید باشم. ولی فکر کنم اخرین نظر این مطلب بشم.

  • مطلب جدید کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • سلام به نظرم مصاحبه ها رو پشت هم نذارید و بینش مطالب دیگرم بذارید.سوال نظر سنجی خیلی کلی به نظرم موسیقی مناسبتس یا بی کلام بدنباشه.تازع دوستانی که میگن نباشه خب قطعش کنن هنگام خوندنمطلب چند ثانیه بیشتر زمان نمیبره

    • سلام
      چشم!سعی میکنم فاصله بندازم بین مصاحبه ها!
      برای موسیقی هم فعلا فعال میذارم!
      تشکر
      یا علی مددی

  • سلام
    بله حتما
    فقط بفرماید چه سایزی و چه عکسی؟؟؟

  • سلام
    وبلاگ قشنگی داری.خوشحال میشم به وبلاگ خودتون هم یه سر بزنیدhttp://static.mihanblog.com//public/rte/images_new/smiles/4.gif
    یا حق

    • سلام
      ایول!یادم باشه فردا توی مطلب خبررسانی میکنم!
      یا علی مددی

  • بسم الله
    سلام
    همیشه سایت رو می خونم ولی خیلی اهل کامنت نیستم اما این چند پست اخیر صدای تکبیرمان را بلند کرد.واقعا خدا قوت.خدا خیرتان بدهد.
    روند خیلی خوبیه.با وجود اینکه دنبال حوزه بودم احساس می کنم حقیقتش در پس این پست ها چیز دیگری است.سایت، شناخت خوبی می دهد مخصوصا که از زبان افراد مختلف است.
    تشکر کثیرا

    • سلام دوست بزرگوار
      اولا خوشحالیم که ایندفعه پس گذاشتید
      و دوما خوشحالتر که این پست براتون مفید بود.دست اقای ناظمی و بقیه دوستان وبلاگ درد نکنه که زحمت کشیدند و این بحث ها رو ایجاد کردند
      یا علی مددی

  • حاج آقا مهندس طلبه ما که دعوا نداریم با آقای ناظمی که بگید جنجال شده
    سوال جوابو به نتیجه رسیدنو تبادله افکار!
    و مفیده فایده
    غیر از این نیست برادر

    • بله!منظورم از جنجال که بکش بکش نبود که!منظورم انرژی بود که دو طرف باید برای تبادل افکار بذارن بود!اونم توی این زمان امتحانات!
      برای همین که خودم اصلا فرصتش رو ندارم!و اقای ناظمی هم مطمئنا ده ها برابر من سرشون شلوغه!واسه همین ادامه بحث باشه برای بعد از امتحانات خیلی بهتره!
      یا علی مددی

  • سلام میشه به آقای ناظمی بگین که بیشتر راجع به حوزه دروس علوم انسانی و بحث پازل دشمن بیشترتوضیح بدن؟
    راستش یه مقدار دچار شبهه و شک و تردید شدیم
    لطفا

    • سلام و رحمۀ الله
      گوشه ای از نگرانی که جناب فارغ التحصیل شریف در بیانات حضرت آقا به آن اشاره کردند از این قراره:
      … طبق آنچه که به ما گزارش دادند، در بین این مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى عظیم دانشجوئى کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلاً دانشجوى دولتى و آزاد و پیام نور و بقیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى کشور داریم، حدود دو میلیون اینها دانشجویان علوم انسانى‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند! این به یک صورت، انسان را نگران میکند. ما در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى علوم انسانى، کار بومى، تحقیقات اسلامى چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى علوم انسانى مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزى که معتقد به جهان‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینى اسلامى باشد و بخواهد جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌شناسى یا روانشناسى یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم، که این همه دانشجو براى این رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها میگیریم؟ این نگران کننده است. بسیارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هائى هستند که مبنایش مادیگرى است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانى را ترجمه کنیم، آنچه را که غربى‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزشهاى خودمان را در قالبهاى درسى به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلى مطلوبى نیست. این از جمله‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى چیزهائى است که بایستى مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى دولتى مثل وزارت علوم، هم در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، هم در هر مرکز تصمیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرى که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و بیرون دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها. به هر حال نکته‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بسیار مهمى است…بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها/ ۸ شهریور ۸۸

      سوال اصلی: علوم انسانی غربی به چه نیتی در دانشگاه های ما درس داده می شوند؟
      جوانان ما یاد بگیرند و آن را بکار ببندند؟ جوانان ما آنها را بر اساس اندیشه های ناب اسلامی نقد کنند و حاصل آن را در جامعه به کار بگیرند؟ جوانان ما با خواندن آن بدون تاثیرگیری از بتوانند علوم اسلامی تولید کنند و نظریه پرداز بشوند؟

      من خودم اولین جرقه ای که ۶ـ ۷ ماه قبل از اتمام دانشگاهم باعث شد به رفتن به حوزه فکر کنم، آشنایی مختصری با تاریخ رنسانس در اروپا، چگونگی و مراحل به وجود آمدن پروتستان و … بود.

      به صورت خیلی مختصر:
      بشر همیشه ماورایی را در نظر داشت (چه به صورت موهوم و ترس از ماورا و چه به صورت یک دین حقیقی و یا بینابین این دو) و همیشه ترس و تلاشش تا حدودی ناظر به آن بود… ؛ لکن به مرور آنقدر در مسیحیت خرافات وارد شد که مارتین لوتری که یک کشیش پایبند بود از یک جایی به بعد تصمیم گرفت بیاید با این خرافات مبارزه کند، مثلا چون در آن زمان کشیش ها بهشت را خرید و فروش می کردند، رفت و تمام جهنم را خرید و بعد از اینکه سندش را گرفت شروع به جار زدن کرد که دیگر لازم نیست بهشت بخرید چون من همه ی جهنم را خریدم …، لکن این مبارزات رفته رفته باعث یک انشعاب بزرگ در مسحیت شد و با اتفاقات بعدی و … کم کم دین مسیحیت را که سراسر خرافات هم بود به کنار گذاشتند و پس از مدتی اصلا منکر ماورا شدند و از اینجا بود که گفتند آن بهشتی که فکر می کردید در ماورای این عالم است همین دنیا است!! هر کاری می خواهید بکنید، هر لذتی که می خواهید ببرید، در همین جاست، بسم الله!! از اینجا کم کم فکر عوض شد، هر موضوعی که مربوط می شود باید نسبت خودش را با این بهشت معلوم می کرد، این موضوعی که شما برای تحقیق انتخاب کرده ای آیا می تواند مرا در بهره برداری بیشتر از این بهشت یاری دهد؟ آیا تسلط من را بر آن افزایش می دهد؟!

      از طرف دیگر دین را که باهاش خداحافظی کردیم، خب قبلا کلیسا مدیریت می کرد، قوانین اجتماع و اقتصاد و … را تعیین می کرد، حالا باید چه کنیم؟
      کم کم دین جدیدی با همان مبنای تسلط بیشتر بر این دنیا (پارادایس موعود) شکل گرفت که امروزه علوم انسانی نامیده می شود!

      حال آنکه ما توقع داریم اسلام جامعه ی ما را اداره کند، احکام برخواسته از شریعتمان باشد که سعادت دنیا و آخرت ما را تامین کند.
      حال از یک طرف در را بر روی حوزه ببندیم (کل حوزویان از مرحوم آقای بهجت تا طلبه پایه ۱ می شوند ۱۰۰ هزار نفر یعنی ۱ بیستم دانشجوهایی که فقط در ایران علوم انسانی می خوانند) و همه را تشویق کنیم که بروند بادکنک علوم انسانی را باد کنند! خیلی خوش بین باشیم بشینند آن را نقد کنند، با چی؟ با مبانی همان غربی ها!!

      خب شما بفرمایید ثمره اش چیست؟! آیا جزء همان نیست که حضرت آقا به کنایه از روی آن گذشتند؟! آیا اینجا قتلگاه انقلاب نخواهد بود؟ آیا همه ی ما سر کار نیستیم!!

  • سلام سه تا صفر است

    حدا حافظ

  • سلام
    حرف بنده اینه اگه جوانان ما در اون زمان ایمان و روحیه شهادت نداشتن شاید عراق کار ما رو تموم میکرد ولی اگه تجهیزات پیشرفته نظامی داشتیم چی میشد نمونه سادش اگه جلیقه ضد گلوله داشتیم به نظرتون تعداد شهیدا چه قدر میشد یا اگه پدافند و…. اگر تجهیزات داشتیم جنگ عراق یک هفته بیشتر طول نمیکشید
    غربیها نمی تونستن شبکه های ماهواره ای مون رو قطع کنند و اگه قدرت رسانه ای (و فیلمسازی) داشتیم می تونستیم با فیلمهای هالیود و رسانه هاشون مقابله کنیم که دیگه این همه اسلامو خراب نکنن (بخواین بازم مثال می ارم) همه اینا که عرض کردم از همین علوم دانشگاهی غیر مقدس بدست می اید
    ________________
    حرف اخر اگه از دید فداکاری و از جان گذاشتن هم نگاه کنید بعضی ها ممکنه به علت حس وطن پرستی و …. شجاعت از جان گذشتن هم داشته باشن (نمونش تو تاریخ زیاده)

    • سلام و رحمه الله
      اول مطلبتون تقریبا همانند نظر آقا آرمان است که آنچه به نظرم می رسید آنجا گفتم، لکن حرف آخر را که زدید، به نظر شما ریشه ی اینکه کسی حاضر باشد دست از دنیا بشوید، چیست؟
      خیلی کم اند افرادی که به خاطر کسب دنیا، دست از دنیا بشوید، لکن آنچه معمولا واقع می شود آن است که افراد به خاطر اعتقاداتی که دارند و ارزش هایی که در ذهن می پرورانند حاضرند دست از سر دنیا بردارند، که بله البته بنده هم وجود اعتقادات موهوم در برخی افراد را نفی نمی کنم و ربطش را به بحث هم متوجه نمی شوم.

  • مطلب رو خوندم کامل و از اینکه جوابا کوتاه نبود خوشم اومد..
    نظرات دوستانم تا حد توان خوندم
    پست جنجال برانگیزی بود و هم خودش و هم نظراتش ذهن آدم رو روشن میکنه…
    فک کنم یه معنی”هم افزایی”همین باشه…البته به شرط اینکه منعطف باشیم همه

    • اره!انصافا پست جنجالی بود!حتی از مطلب همسر چهارم هم جنجالی تر بود!
      یا علی مددی

  • سلام علیکم
    توی ای سرما دمتان گرم و بازدمتان هم گرم!!
    آقا سید نظر من اینه که مطالب آینده وبلاگتون رو حول همین مباحث پیگیری کنید.
    همین مباحث:وحدت حوزه دانشگاه،عیوب حوزه،عیوب دانشگاه و…
    “یاعلی”

    • سلام علیکم!
      فعلا وبلاگ به یه ارامش نیاز داره!خودم هم همین طور!چون دیگه داره امتحاناتم شروع میشه!
      بعدا ان شاالله ماشاالله پیگیری میکنیم این بحث رو!
      یا علی مددی

  • سلام آسید
    مسئلهٌ
    ۱- شما خودت گفتی که امسال داری سال سوم رو می خونی پس دو سال اول حوزه رو گذروندی و امسال هم با (یتا ولوو خش) رفتی اردکان تبلیغ انشاءالله قبول باشه اما مگه سال دومی ها هم می تونن برن تبلیغ؟
    ۲- یجا گفته بودی که می خوای از عمامه ات یه عکس خوشگل بگیری مگه قبل از اتمام سطح یک حوزه(سال ششم) هم اجازه عمامه سر گذاشتن دارین؟
    ۳- با عرض معذرت در مورد نظر قبلی در مورد عکسی که برای مصاحبه گذاشتی منظور من انتقاد از برادرمون نبود چون واقعا زندگی ساده بعد از زندگی مرفه از خود ساده زیستی سخت تره، منظورم این بود که این عکس با زیّ طلبگی یه کمی همچین منافات داره!
    فی امان الله

    • سلام اخوی
      ۱-بله!من از سال اول رفتم تبلیغ!
      ۲-من فقط توی تبلیغ معمم هستم!در غیر تبلیغ هنوز معمم دائمی نیست!
      ۳-عکس هم زیرش نوشتم که واسه زمان دانشجویی هست!
      ۴-چاکریم دربست!
      یاعلی مددی

  • سلام به دختر بهشتی
    خب شما چون خودتون طلبه اید، هدف و انگیزه و بحث وصحبت و تمایل به دونستای ما و تلاشمون واسه فهمیدن این راه، جای بحث نداره براتون
    ولی ما چی؟!

  • با نظر آقای ناظمی موافقم.
    انقدر هم بحث نداشت.هرکسی با یه انگیزه ای درس میخونه خب!
    کار جالبی کردید.عکس و معرفی هم خیلی خوبه.اینکه نظرات هم آقای ناظمی جواب میدن نوره علی نوره.ولی فکرکنم فعلا بسه.بهتره فعلا به فکر کردن راجبه انگیزه ی این دو طلبه خوب فکر کنیم بعد بریم سراغ بقیه.

  • به نام خدا
    سلام
    حاج آقا مهندس طلبه به نظر من زمان مصاحبه و پرسیدن هدف دوستان ازشون بخواین که اون هدفی رو که بعد از فارغ التحصیلی داشتن رو بیان کنن، نه اینکه الانی که تو حوزه هستن با دیدگاه دفاع از جایگاه حالشون موضوع رو مطرح کنن
    واقعا آقای ناظمی زمان فارغ التحصیلی از دانشگاه این نوع استدلال کردن و این ادبیات و بیان رو داشتن؟
    حتی در پاسخ های الانشونم یه شیوه استدلال کردنی رو پیش گرفتن که منی که طلبه نیستم،فصاحت و بلاغت کلام رو ندارم، صرفا چون از این نظر کم میارم ، دیگه هیچی نگمو تمام!
    تاکید: به نظر من البته!
    از خوندن جوابشون هم اصلا قانع نشدم که چرا برای تایید حوزه دانشگاه رو نفی کردن

    • سید: سلام
      راستش من دقیقا سوالم از دوستان همین بود!یعی هدفی که بعد از فارغ التحصیلی داشتن چی بوده!تاکید هم کردند که هدف همون موقع هم بگن!
      دوستان هم هدف همون زمان رو گفتند!فقط شاید اصطلاحاتشون یکمی قلمبه سلمبه شده که باید به بزرگواریتون ببخشید!
      یا علی مددی
      محمد مهدی ناظمی: سلام و رحمه الله
      فکر نمی کنم لازم باشه برای تایید حوزه، دانشگاه را کوبید.

  • سلام.
    حرفاتون رو یه ذره قبول دارم و چند ذره هم قبول ندارم. البته مفصل حرفیدیم قبلا.
    هر چی هم می خواستم بعدا بگم رو دوستان زحمتش را کشیدند و ما در برق شمشیرهای از رو بسته شان سکوت کردیم. ( از من بدتر هم هست گویا)
    هر چه را هم قرار بود بشنوم ، در جواب شما به شمشیر ها و البته یه کوچولو شمشیر کشیدنتان شنیدیم. ( از دوستان بدتر هم هست گویا)
    این شد که دیگه غلاف کردیم
    ولی بحث های خوبی شد اینجا و کلا امیدوارمان کرد به حوزه و دانشگاه و به قول حاجاقا مهندس بر و بچس مذهبی
    دست همه خدمتگزاران اسلام به ویژه مچ راست یا شایدم چپه حاجاقا مهندس با راه اندازی این مصاحبه ها درد نکنه

    • سلام و رحمه الله

      پس خیلی هم ناصر نظرات ما نبودید، خواستید از مظلوم دفاعی کرده باشید؛
      باز هم اجرتان عند الله محفوظ است. خدا توفیقتان بدهد.

      البته بحث شمشیر کشیدن و اینها نیست، من خودم از نظرات دوستان استفاده می کنم، و اگر این انتقادات محکم و مبنایی نمی شد من هم خیلی علاقه ای به جواب دادن نداشتم،
      حداقل خود من برای آنکه افکارم پخته تر شود و تصحیح شود، چکش خوردن آن را نیاز می بینم.

      یا علی
      التماس دعا

  • سلام…
    فردا کله سحر امتحان ایین نامه دارم…دعا کنید فردا قبول بشم چون اگه قبول بشم داداشم قراره واسم جایزه بگیره…اگه بار اول قبول نشم دیگه خبری از جایزه داداشی نیــــــــــــســـــــت Smile

    • سلام
      ان شاالله ماشاالله که قبول بشید!اگه قبول شدید خبرش رو به دوستان وبلاگ بدید!
      یا علی مددی

  • خیلی ممنون که خوب توی ذوق می زنی.

    • بابا خدا نکنه توی ذوقتون بزنم!شرمنده اگه ناراحتت کردم!فقط گفتم یه ماشاالله ان شاالله هم تهش بگی ثواب داره!
      یا علی مددی

  • خیلی خوب بود لذت بردم

  • خطاب به “یه فارغ التحصیل شریف”
    (توفیق اجباری نصیب بنده شد که برای انجام کاری، صحبتهای امام خامنه ای(دامت برکاته) را از ابتدای زعامت ایشان تاکنون مطالعه کنم.)

    سلام اگر نتیجه یا چکیده ای از این مطالعات را در نت منتشر کرده‌اید لطفا آدرس را درج بفرمایید
    با تشکر

  • متن آیه این بود : و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه

    یه ی جا افتاده بود

    التماس دعا

    ان شاء الله همگی در مسیر حق موفق باشید

  • سلام

    مسئله این است که ایشان طوری صحبت کردند که آدم برداشت میکنه دارن دانشگاهو میکوبن.

    موضوع ۱ :

    برادر من، اگر همون زمان جنگ، ما رادار ها و جنگنده ها و ابزار ها و ماسک های مخصوص زیاد داشتیم انقدر مجروح و شهید نمی دادیم.

    دیدگاهی که در مورد مسئله ایمان و دفاع مقدس مطرح کردید به نوعی خلط نبود ؟؟

    یعنی اگر از امکانات روز برخوردار بودیم ازش استفاده نمی کردیم و اگر استفاده میکردیم اتهام کم ایمانی دنبالمون بود؟؟؟

    هر کسی در هر شغلی که هست اگر نیت و عملش مطابق دستورات اسلام باشه جهاد کرده چه میکروبیولوژی بخونه چه عمران چه کامپیوتر چه علوم دینی.

    صرف مطالعه علوم دینی ارزش هست ؟

    به نظرم ارزش اون شیمی دانی که در جهت اعتلای مملکت اسلامی کار میکنه بیشتر از عالم دینی ای هست که به علمش عمل نمیکنه. اگر هم هردو عمل کنن که اجرشون رو خدا میدونه چقدره.

    اسلام هیچ جا دستور نمیده که فقط بشینین علوم فقهی بخونین و با علوم روز کاری نداشته باشین.

    شهادت یک جایگاه رفیع است ولی ما دستور نداریم طوری عقب مونده بمونیم که کارمون رو به جایی برسونیم که سپر هامون گوشت تنمون بسازیم. اسلام مطمئنا بما دستور داده که یه سپر خوب بسازید. بعد اگر نبود اون موقع بله مراحل بعدی هست.

    ولا تلقوا بایدیکم ال التهلکه

    این کلام قرآن هست. شما سپر دفاعی قوی داشته باشی سپرت رو ول می کنی میگی بزن به بدنم؟؟؟

    موضوع ۲ :

    همون لپ تاپ هایی که ازشون استفاده میکنین و به قول سیّد رایج شده بین طلبه ها، اکثرش از پردازنده های اینتل استفاده میکنه و مشهوره که اینتل صهیونیستیه یعنی اگه ما صنعتمون طوری بود که پردازنده داخلی داشتیم، میتوانستیم رو پای خودمون باستیم و ناخواسته فشنگ در سلاح دشمن نذاریم.

    موضوع ۳ :
    این که فرمودید من مصرّم که شما زکات علم دانشگاهیتان را بپردازید ، باید بگم که اصرار من نباید در تصمیم شما تاثیری داشته بشاه. شما به من که نباید پاسخ بدید ، هممون باید پاسخگوی حق تعالی باشیم.
    ————————————–

    خلاصه امر : اگر قدرتمون زیادتر بود همون سه نقطه ای که الان توش میجنگیم مثل فلسطین ، اصلا دشمن جرئت حمله به چنین جاهایی رو نداشت.

    با آرزوی پیروزی بر تمام دشمنان مملکت اسلامی

    • سلام بر داش آرمان عزیز و مشتی!! (به قول سید)

      یه سوال: توی بازی فوتبال نمی شه بجای اینکه یه توپ تو زمین بزارن و همه ی ۲۲ نفر بریزن رو سر اون توپ ۲۲ تا توپ تو زمین بزارند هرکسی هم با یه توپ مشغول باشه؟؟!! انقدر هم دعوا پیش نمی آمد!!
      شاید یه بار هم که شده بنده خلط نکرده باشم! زمین که به آسمون نمی آد!!
      بحث در شرایطی است که «محدودیت» داریم، در این زمان چگونه باید توزیع نیرو کرد؟ مثلا شما هیچ فرق بین امتحان هایی که ضریب شان در کارنامه نیم است با آنی که ضریب اش ۴ است، نمی گذارید؟

      اما جهاد، جهاد ۲ رکن دارد: تلاش و کوشش + در مقابل دشمن بودن! بله اگر کاری با این دو مولفه از انسانی مومن سر بزند، مستحق پاداش جهاد فی سبیل است، البته باز یک نکته می ماند، زیرا بر اساس اینکه در چه زمینه ای مقابله با دشمن صورت می پذیرد، جهاد هم متفاوت می شود، مانند: جهاد رزمی، جهاد سیاسی، جهاد علمی، جهاد فرهنگی، جهاد فکری!! و …

      اما نکته آخر: ذیل پاسخ به برادر عرفان راجع به نیاز، ضرورت تعیین ملاک برای اولویت بندی نیاز ها و … حرف هایی زده شد، شما اینجا چند مثال آورده اید که کمک بحث آنجاست: ما می توانیم حتی در صورت نیاز از دشمن مان سی پی یو وارد کنیم و کارمان را راه بندازیم ولی آیا می توانیم از آنجا کسی بیاوریم که جهان بینی و ایدئولوژی ما را درست کند؟! بچه های ما را تربیت کند؟ جواب شبهات جوانان ما را بدهد؟! اخلاق به ما یاد بدهد!!

  • سلام
    خسته نباشید
    ممنون از آقای ناظمی که جواب دوستان رو دادن
    ولی قبول بفرمایید دلایل رو کسی مثل من خوب متوجه نشه حق داره
    ولی این جواب دادن شما هم خوبه و نشونه ادب شما است خیلی ممنون
    شایدم من خوب نفهمیدم و هدف شما درسته
    در کل متشکرم

    • سید: سلام داش شاهین!
      من جای اقای ناظمی جواب میدم!
      خواهش میکنم!Grin
      یا علی مددی
      محمد مهدی ناظمی اردکانی: سلام و رحمه الله
      لطف دارید و بزرگواریتون رو می رسونه،
      لکن شما هیچ اشکال و نقدی وارد نکردید که به من به شما حق بدهم که نپذیرید، آخه چی رو شما نمی پذیرید؟ حتی یه است و بود و شد در مصاحبه را هم نمی پذیرید؟

  • سلام وحدت حوزه و دانشگاه چه خبر دلمان برایتان تنگ شده شهید مفتح زمان

    • سید: سلام
      دل منم خیلی تنگ شده!
      وحدت کجایی که دلم تنگ توست!
      یا علی مددی

      محمد مهدی ناظمی اردکانی: سلام و رحمۀ الله
      خیلی ممنون می شم اگر شما زحمت بکشی به صورت مختصر وحدت حوزه و دانشگاه را برای ما تبیین کنی برادر.
      یا علی
      التماس دعا

  • پدر آخر چرا دنیا به ما آسان نمی‌گیرد؟ /غروب غربت ما از چه رو پایان نمی‌گیرد؟
    پدر حالا که تو در آسمان هستی بپرس از ابر/ که من از تشنگی پرپر زدم باران نمی‌گیرد؟
    علی اکبر پس از این شانه بر مویم نخواهد زد / علی اصغر سرانگشت مرا دندان نمی گیرد.
    به بازی باز هم خود را به مردن زد عمو جانم/ ولی با بوسه هایم چون همیشه جان نمی گیرد.
    پدر! می ترسم، این تشویش را پایان نخواهی داد؟ / دلم آرام جز با چند خط قرآن نمی گیرد

  • چقدر بازدیدهای امروز بالا رفته! ۱۰۳۸ نفر. ایول مهندس طلبه.

    • حالا چشم نزن رفیق!فکر کنم از فردا یکی هم بازدید کننده نداشته باشه!
      یا علی مددی

  • انشام دوباره بیست بابای گلم

    موضوع کسی که نیست بابای گلم

    دیروز کسی به من گفت یتیم

    معنای یتیم چیست بابای گلم؟

  • بابا ول کنید بنده خدا رو. چرا هجوم می برید سمتش؟ حتما اگر فرصت بیشتر بود تو مصاحبه واضح تر حرف می زد و بیشتر توضیح می داد نظراتش رو
    ببینم می تونید یه کار کنید حاجاقا مهندس این مصاحبه ها رو جمع کنه.

    • سلام و رحمۀ الله

      مرحبا بناصرنا؛
      خدا حفظت کنه برادر؛
      ان شاء الله خدا یاورت باشد!!

      حالا نگفتی حرف ها رو اجمالا قبول داری؟ یا اصلا در حدی نبوده که بخواهی نقد کنی؟

  • آیا علت پیروزی ما در این جنگ تجهیزاتمون بود یا ایمانمون؟اگه تجهیزات بود که صدام صدها برابر از قویتر و پیشرفته ترش رو داشت!پس چطور شکست خورد؟
    مطمئنا علت اصلی ایمان بود ولی ما چقدر شهید دادیم چقدر به زیرساختهای کشورمون اسیب رسید حالا ما از لحاظ تجهیزات زیادم بد نبودیم نمونش F14 که در اون زمان لبه تکنولوژی محسوب میشد
    حرف اخر :اگه این دیدگاه در کشور پیاده بشه باید شاهد تولید انبوه شمشیر و نیزه در وزارت دفاع باشیم

    • سلام و رحمه الله

      شرمنده احساس می کنم درست متوجه نظر شما نشدم…
      احساس می کنم پاراگراف اول شما در تایید نظر بنده بوده است، پاراگراف دوم ۲ پهلو است و پاراگراف سوم را اصلا نفهمیدم:
      منظورتان این است که بنابر نظر بنده باید وزارت دفاع به تولید انبوه بپردازد؟ یا بنابر نظر مخالف؟ بعد ارتباط را هم لطفا توضیح دهید.
      خیلی ممنون

  • به نام خدا
    با سلام و تشکر
    جناب ناظمی
    از دیدگاه صفر و یکی شما، هرکس دانشگاه برود وقتش تلف شده و هرکس حوزه برود، از این آفت در امان مانده.
    هیچ ضرورتی ندارد که برای تأیید حوزه، دانشگاه را نفی کنید.
    ای کاش به عنوان طلبه، کمی انصاف را هم در صحبتهای خود مراعات میکردید؛ چرا که دیدگاه شخصی وقتی در یک فضای عمومی به نمایش گذاشته شود، دیگر نظر شخصی تلقی نشده و طبیعتا جنابعالی باید مسئولیت تأثیرگذاری بر روی مخاطبین را نیز بر عهده بگیرید.
    بنده به عنوان یک دانشجوی سابق شریف به هیچ عنوان معتقد نیستم که غایت شریف و به طور عام دانشگاههای فنی اینست که پراید را به بنز تبدیل کند، بلکه رسیدن به خودکفایی و استقلال جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی است.
    در هر عرصه ای با خلوص نیت و تبعیت از ولایت و …، میتوان جهاد کرد.
    توفیق اجباری نصیب بنده شد که برای انجام کاری، صحبتهای امام خامنه ای(دامت برکاته) را از ابتدای زعامت ایشان تاکنون مطالعه کنم و از جنابعالی هم میخواهم که برای نظر دادن در این زمینه بیشتر در بیانات آقا تأمل کنید.
    ضمنا بنده هم(به تبعیت از مقام عظمای ولایت که احساس نگرانی کرده اند) با این حجم عظیمی که به سمت حوزه انسانی هجوم می برند( بعضی ها بدون داشتن ابزارهای لازم)مخالفم اما این جمله شما که “هر کسی امروز به علوم انسانی بره یعنی در پازل دشمن بازی میکنه.” باز هم صفر و یکی است…
    توصیه حاج آقا جاودان این است که اگر کسی می خواهد وارد حوزه انسانی شود، موظف است سر کلاسها دیدگاههای اسلامی را بیان کند و فقط شنونده نباشد..(بنابراین فرد باید به مطالعات عمیق اسلامی مجهز باشد)
    ضمنا بنده معتقدم نه برای ورود به حوزه و نه برای ورود به دانشگاه، سن و سال مطرح نیست…
    حرف بسیار است و مجال کم
    اما از جناب ناظمی میخواهم کمی در دیدگاههای خود تجدیدنظر بفرمایند؛ شاید به این نتیجه برسند که کمی تندروی کرده اند.
    والسلام علی من اتبع الهدی

    • سلام و رحمه الله

      خیلی ممنون از این که وقت و حوصله گذاشتید و با دقت متن رو مورد مطالعه و نقد قرار داده اید، بله قطعا هرکسی خالی از اشتباه نیست.

      اولا بنده می پذیرم این را که می توان غایت دانشگاه شریف را رسیدن به خودکفایی و استقلال جمهوری اسلامی در برخی زمینه ها دانست، که اگر کسی به این نیت تحصیل کند و توفیق یابد در این را قدم بردارد، خیلی عالیست.
      البته ـ باز هم می توانید این قسمت رو نقد کنید ـ خیلی از دانشجو ها و اساتید چنین خیالی ندارند، و در ثانی شاید بتوان گفت سیر دانشگاه برای چنین امری تعریف نشده است، مستند میراث آلبرتا ۱ تا حدی این مطلب رو بیان می کند، مخصوصا چند مصاحبه ای که از دکتر نائبی در آن هست.
      و اگر کسانی بخواهند و در این مسیر گام بردارند، به نظر بنده می توان نام جهاد را بر آن گذاشت و اجر آن را دارد مانند آنچه در زمنیه انرژی هسته ای در حال حاضر شاهد آن هستیم.

      ثانیا جسارتا عرض می کنم این که در نقد یک متن چند بار نظرات طرف مقابل را صفر و یکی بنامید و افکار او را تند روی معرفی کنید خلاف ادب بحث و از انواع مشهور مغالطه به حساب می آید، عیبی ندارد شما می گویید این نظر را قبول ندارم و این درست است، آنگاه بنده هم دلایلم را مطرح می کنم و یا می پذیرم.

      ثالثا مناسب بود شما که بیانات حضرت آقا را مطالعه کرده و نسبت به آن تحلیل دارد و الآن در مقام بیان و نقد منصفانه هستید، نگرانی ایشان را باز می کردید و می گفتید مشکل کجاست و آیا یک نگرانی سطحی است و فقط بعضی ها از جهت رفتن به علوم انسانی دچار آسیب می شوند؟! اصلا سوال را جور دیگر می پرسم: به نظر شما چند درصد از کسانی که وارد علوم انسانی می شوند ـ با احتمال ۹۰% ـ آسیب نخواهند دید؟

      رابعا توصیه حاج آقای جاودان بسیار عمیق و فنی است، کسی که بایستد و حداقل بگوید این نظر اسلام نیست، ولو بیش از این هم نداند، ولو استاد که خریط بحث است ۱۰ دلیل بیاورد و او را ضایع کند و همه به او بخندند، حداقل اش آن است که او گمراه نمی شود، چون قیام لله کرده است.
      ولی یک سوال دارم: آیا ما باید ـ در مقام برنامه ریزی برای جوانان کشور ـ جوانانی که پایه های قوی اعتقادی ندارند را به سمت میدان مین تشویق کنیم و امید داشته باشیم اینان برای ما علوم اسلامی تولید کنند!! (مستحضر هستید که مثلا ما ۱۰ نفر را وارد یک دوره آموزشی می کنیم انتظار عقلایی این است که در آخر دوره تعداد قابل توجهی بتوانند انتظارات ما (نه طرف مقابل ما را) را برآورده نمایند.

      خامسا: آنچه من می فهمیم از گذر سن بر خودم این است که کم کم از قوای ذهنی و بدنی ام کاسته می شود، و فکر می کنم این نکته دارای عمومیت هم باشد، آنچه ما در مبحث بهره وری و کارایی یاد گرفته ایم ماحصلش این است که همه تلاش آن است که بتوان مقدمات را طوری فراهم آورد که بتوان بهترین خروجی را از نیروی انسانی گرفت، قطعا در مقام برنامه ریزی برای جوانان یک کشور این را مهم خواهید شمرد، بله البته کسانی بوده اند که سر پیری کاری را شروع کرده اند و بهتر از جوانان هم جواب گرفته اند، اگر این رو دید صفر و یکی می دانید، بله دید من صفر و یکی است: برنامه ریزی اجتماعی شوخی بردار نیست!

      در آخر سعی من این نبوده است که برای تایید حوزه سعی بکنم دانشگاه را بکوبم، بنده راجع به حوزه هم نظرات خیلی متفاوت تر از آن چیزی که شما احتمالا فکرش را بکنید، دارم.

      سلام بر تمام کسانی که در جست وجوی حق اند و تعصب ندارند.

  • فیلم شیعه شدن جوان اسپانیایی بهمراه همسرش در محضر آیت الله قائم مقامی
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=16&lid=7430

    • تشکر بابت فیلمتون.معمولا هر وقت فیلم توی وبلاگ میذارید من دانلود میکنم و استفاده میکنم!
      ولی کاش خودتون رو درست معرفی میکردید!اخه هر دفعه یه اسم جدید میذارید!
      تشکر
      یا علی مددی

  • سلام

    بزرگی سراسر به گفتار نیست **** دو صد گفته چون نیم کردار نیست

    • سلام و رحمه الله

      حضرت على علیه السّلام می فرمایند: الحقّ اوسع الاشیاء فی التّواصف و اضیقها فی التّناصف

      در مقام حرف زدن، میدان سخنرانى، در توصیف حق و تمجید عدل، بسیار وسیع و پهناور است، گوینده قادر است مرکب گفتار را از هر طرف بتازد و باحترام آن از هر درى سخن بگوید. ولى در مقام عمل، میدان حق و عدل بى‏اندازه تنگ و طاقت‏فرسا است و بکار بستن آن بسى دشوار و مشکل است. الحدیت- روایات تربیتى، ج‏۱، ص: ۳۶۷

      بنده هم واقعا محتاج به دعا شما هستم تا شاید به لطف و دیده ی اغماز خداوند بتوانیم لنگ لنگان خرک خویش به منزل برسانیم.

  • اندر احوالات تاهلات و تجردات این دو هدفمند بزرگوار هم می دانستیم بد نبود شاید.
    حتما گرانمایه بانو هم نقشی داشته اند در این تغییر مسیر.

    • سید: عجب جمله فلسفی نوشتید!
      یاعلی مددی

      ناظمی: بنده حدود ۳ سال است که تاهل اختیار کردم؛ همین طور هم آقای عبادی راد.

  • سلام

    قبول دارم که الان در مورد مسایل مذهبی و انسان ساز نیاز به روحانی بیشتری داریم و روحانی اونم از نوعیش که فن بیان و جوان شناسی و شیوه ابلاغ بهتر داشته باشه کمتره.

    ولی دلایلی که ایشون ذیل تفسیر آیه آوردن تا حدودی درست و صد البته ناقصه. متن صریح آیه بیانش اینه که آمادگی کسب کنید.

    ۲ مورد اصلی (این ها رو بهشون برسونید ) :

    ۱- این سوال رو از طرف من از ایشون بپرسید که آیا به خاطر عمل نکردن صحیح به همین آیه الان در میانمار و پاراچنار مشکل نداریم ؟
    جستجو کنید تا از پاراچنار مطلع بشید.

    ببینید ایشون خوب نگفتن. مگه دنیا مزرعه آخرت نیست؟ هیچ جای شرع نداریم که همه فقط درس بخونن و دفاع شمشیری نکنن. علی الحساب دارن کمی اون طرف تر شیعیان رو تکه پاره میکنن و ما به خاطر نداشتن قدرت کافی توانایی عرض اندام نداریم. اگر فقط سرمون لای کتاب باشه و علم رو به عمل پیوند نزنیم که آخرش دشمن میرسه بالای سرمون.

    ببینید گاهی توی تلویزیون گزارش هایی هست که اگه اسم دروغ روش نذاریم میگیم اغرق آمیزه . مثلا میگن صاعقه تمام ایرانی هست ولی من که اطلاعات اندکی دارم میدونم که اومدن یه سکان عمودی به انتهای اف ۵ اضافه کردن و یه سری کارهای جزیی دیگه . آخرش هم رنگش کردن. نیومدن بزرگترین بخش هواپیما مثل موتور رو اختراع کنن.

    ۲-بهشون بفرمایید مگر حدیث نداریم که هر نعمتی زکاتی هم داره ؟

    شما که سرمایه یه مملکت هرچند اندکش صرفتون شده تا با هزینه بیت المال تحصیل علم کنید(دانشگاه دولتی) و ما به مهندسین صنایع متخصص در رشتشون نیاز داریم ، نباید زکات دانشی رو که کسب کردید بپردازید ؟

    متاسفانه یک نقطه ضعف در میان بعضی از دوستان یک جانبه نگری به یک مبحث و درست انگاری اون به صرفه هست.

    کلام رو با حدیثی تمام میکنم که فرمودند هرکس عیب مرا به من بگوید دوست من است.
    ————————————————-
    یالثارات الحسین( شعاری که به اذن الهی نخواهیم گذاشت فراموش شود )

    • سلام و رحمۀ الله

      دلا بسوز که سوز تو کارها بکند **** نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
      عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش **** که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
      ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند **** هر آن که خدمت جام جهان نما بکند
      طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک **** چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

      آنکه درد و سوز از مشکلات نداشته باشد که هیچ در آخر کار می شود مثل ما که با یک گونی ۶۰ کیلویی سیب زمینی خیلی تفاوتی ندارد! ولی گاه درد های تلمبار شده و سوالات جواب نیافته باعث خلط مسائل با یکدیگر می شود؛ در این صورت درد داشتن علاوه بر اینکه به آدم سوز و قوت حرکت نمی دهد، انسان را سرد و منفعل می کند.

      چرا مثال به میانمار و پاراچنار می زنید؟ عراق، افغانستان و بحرین مگر همسایه های ما نیستند؟! چرا سوال از وضعیت سوریه و مصر و تونس و یمن ندارید؟ چرا از غربت شیعیان طائف نمی گویید؟ چرا از ایران قبل از ۵۷ نمی گویید؟ در مقابل چرا از عزت حزب الله لبنان و عزت ایران و حماس نو ظهور نمی پرسید؟
      قطعا شما از من به اوضاع و احوال جهان اسلام واقف ترید، به نظر شما اصلی ترین و کلیدی ترین فرق ناشی از چیست؟
      جواب این سوال به نظرم دلیل محکمتری است از همه آنچه در مصاحبه آمده بود.

      پیشرفت، اما پیشرفت:
      ملاک شما از اینکه ما پیشرفت کرده ایم چیست؟ آیا ما تا دیروز سوار پیکان می شدیم الحمد لله امروز سوار پراید می شویم این ملاک خوبی است؟ ما الان در ۳ نقطه به طور متیقن خارج از مرز های خودمان ـ نه فقط به صورت جنگ نرم ـ داریم با دشمن می جنگیم!! اگر جنگ نرم را حساب بکنیم که حیات خلوت که هیچ، ما هم در خانه ی دشمن با او در حال جنگیم!! شما فکر می کنید مراکز تصمیم ساز جبهه کفر از کاتیوشای ایرانی در دست حزب الله می ترسد!!

      بله قطعا پیشرفت در همه ابعاد زیبنده ی جامعه ی اسلامی است حتی در عرصه های ورزشی، … چه برسد در عرصه ی علم و فنآوری (ولی اولویت با کدام است بر عهده شما)، این مباحث را ما پیش فرض گرفته ایم.
      لکن این که می فرمایید صاعقه و فلان و فلان، حق با شما، مهم این است که بگویید چه چیز را اثبات می کند؟
      اثبات ناتوانی جوانان این مرز و بوم را می کند؟ اثبات ناتوانی نظام اسلامی (نظامی که می کوشد فردایش از دیروزش بیشتر مطابق با اسلام باشد) را می کند؟ اثبات خفن بودن اف ۵ خارجی ها را می کند؟ شما خودت بگو اثبات چه می کند تا ما هم نظرمان را بگوییم.

      قطعا دنیا مزرعه آخرت است، گندم از گندم بروید جو زجو، اگر طلا هم بکاری طلا برداشت می کنی به ۷۰۰ برابر!

      بله اگر میخ می ایستید که ما باید زکات علم دانشگاه را بدهیم ان شاء الله دید مهندسی را که از دانشگاه گرفتیم در کارهایمان ظاهر خواهیم کرد؛ لکن خداوند در توبه را هم باز گذاشته است.

  • سلام
    خیلی ممنون از مصاحبه
    سید جان بهتره البته به نظر من نظرهای دوستان جواب داده بشه تا تفکر درباره حوزه عوض نشه
    من خودم که جلوی دیگران از حوزه تعریف میکنم و زیاد با دانشگاه حال نمیکنم ( البته رشتم فنیه) در مقابل این مصاحبه حالت گارد می گیرم خیلی یک طرفه ایشون به قاضی رفتن
    پس خواهشا مصاحبه ای رو لطف کنید بذارید که ایجاد شبهه نکنه
    یاعلی

    • سید: سلام، خواهش میکنم!
      در هر صورت من توی مصاحبه ها تصمیم ندارم جواب سوالات رو بدم!چون شاید من نظرات مصاحبه شونده یکسان نباشه!شایدم باشه!کی میدونه!
      هدفم از مصاحبه اینه که نظرات بقیه دوستان هم بیان بشه!
      من به اقای ناظمی میگم!اگه مایل بودن جواب میدن!
      یا علی مددی

      ناظمی اردکانی: سلام و رحمه الله
      آقا سید از ما پرسیدن چرا به حوزه رفتی من هم سعی کردم دلایل تصمیم گیری آن زمانم را بیان کنم، البته درست می فرمایید، زیرا نفس خبیث و غدار ما همیشه به دنبال آن است که آدم را از جاده انصاف و حق گویی بیرون کند و نفس من هم در این کار ید طولایی دارد.
      مع الوصف اگر بفرمایید منظورتان کدام عبارات هست، لطف بیشتر در حق من انجام داده اید.

  • این یکی مصاحبه جز یکی از بهترین مصاحبه هاتون بود
    توضیحاتش بیشتری داده بودن
    به مصاحبه ها ادامه بدین…انشاالله خیلی موثره…
    منتظر مصاحبه های بعدی هستیم..انشاالله
    التماس دعا
    یاعلی

    • خداروشکر که براتون مفید بود
      ان شاالله ماشاالله بتونم باز هم از دوستان مصاحبه انجام میدم
      یا علی مددی

  • سلام
    این مداحی عااااااااااااااااااااااااااالیه…
    همینو بذارین…عوضش نکنین ها

  • سلام علیکما

    کاشکی خودشون یه ایمیل می دادن که کامنت دونی شما رو پر نکنیم.

    ۱- جناب اردکانی عمرتون اصلا توی دانشگاه تلف نشده. یعنی عمر هیچ کدوم از بچه مذهبی های ولایتمدار و درسخون تو دانشگاه تلف نمیشه. ( حالا می گم چرا)

    ۲- کسی به رشته های فنی قداست نمیده فقط یه احترام نا خوداگاه بین مردمه که به استعداد بچه های فنی می ذارن. مثل همون احترامی که به یه پزشک و علمش و استعدادش می ذارن
    ۳- مگه قرار نیست ما جوونا تحریم رو خنثی کنیم؟ یعنی باید تو خیلی از تولیدات خود کفا بشیم. خب همین علم شما توی دانشگاه یعنی اصلا به درد خود کفا شدن توی تولیدات رشته شما نمی خوره؟ اصلا شما هیچی. این همه خودکفایی تو زمینه دارو مگه کار جوونها و دانشجوها نبوده که دل رهبر رو شاد کرد و انقلاب رو مستحکم؟ پس عمرتون تلف نشده و مفید هم بوده.
    ۴- این همه رهبر با دانشجو ها و طلبه ها دیدار داشتن یه بار هم نشنیدیم هر کدوم این گروه ها رو به جایگاه گروه مقابل تشویق کنن. شنیدیم؟ ولی زیاد شنیدیم که فرمودن هر جا هستین باشین فقط خوب کار کنید و بهترین باشید مگه نه؟
    ۵- هدفمند و خوب درس خوندن توی دانشگاه عالیه. هدفمند و خوب درس خوندن توی حوزه هم عالیه. ولی دوتاش رو با هم داشتن عالی تره مگه نه؟ چیزی که شما دارید. حوزه و دانشگاه کنار هم به شرطی که دانشگاهتون رو نکوبید.

    ۶- تخصص. تعهد. دینداری. ولایتمداری. کیاست .همه اینا باهم می شه یه بچه مسلمون حقیقی. اونی که یه خار می شه تو چشم بدخواهان. اونی که رهبر دوست دارند و انقلاب نیاز.
    ۷- هر دو بزرگوار ببخشید اگر طولانی شد.
    ۸- برای حسن عاقبت خود ملتمس دعای خیرتان هستم.

    • علیکم السلام و رحمه الله

      عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وآله وسلم: أَفْزِعُوا إِلَى اللَّهِ فِی حَوَائِجِکُمْ وَ أَلْجِئُوا إِلَیْهِ فِی مُلِمَّاتِکُمْ وَ تَضَرَّعُوا إِلَیْهِ وَ ادْعُوهُ فَإِنَّ الدُّعَاءَ مُخُّ الْعِبَادَهِ … عده الداعی و نجاح الساعی، ص:۴۰ و ۴۱

      ان شاء الله همگی عاقبت بخیر بشویم و بتوانیم لنگ لنگان خرک خویش به منزل برسانیم.

      اولا خیلی ممنون از لطفتون که زحمت کشیدید و منت گذاشتید و مصاحبه را خواندید، و از آن بالاتر آن را در بوته ی نقد گذاشتید، همانطور که آقا آرمان متذکر شدند: أَحَبُّ إِخْوَانِی إِلَیَّ مَنْ أَهْدَى إِلَیَّ عُیُوبِی

      ثانیا بله همانطور که فرمودید تعهد و دینداری و ولایتمداری + کیاست + تخصص، خاری در چشم دشمن که چه عرض کنم، کوهی در مقابل دشمن خواهد ساخت…

      ثالثا اصل مصاحبه در همین نکته ۵ و ۴ و ۳ است که البته باید کمی دقیق تر مورد بررسی قرار بگیرند تا وجه افتراق نظرها مشخص بشود:

      ۱٫ در جمهورى اسلامى، هر جا که قرار گرفته‌اید، همان‌جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه‌ى کارها به شما متوجه است. چند ماه قبل از رحلت امام (رضوان‌اللَّه‌علیه)، مرتب از من مى‌پرسیدند که بعد از اتمام دوره‌ى ریاست جمهورى مى‌خواهید چه‌کار کنید. من خودم به مشاغل فرهنگى زیاد علاقه دارم؛ فکر مى‌کردم که بعد از اتمام دوره‌ى ریاست جمهورى به گوشه‌یى بروم و کار فرهنگى بکنم. وقتى از من چنین سؤالى کردند، گفتم اگر بعد از پایان دوره‌ى ریاست جمهورى، امام به من بگویند که بروم رئیس عقیدتى، سیاسى گروهان ژاندارمرى زابل بشوم – حتّى اگر به جاى گروهان، پاسگاه بود – من دست زن و بچه‌ام را مى‌گیرم و مى‌روم! واللَّه این را راست مى‌گفتم و از ته دل بیان مى‌کردم؛ یعنى براى من زابل مرکز دنیا مى‌شد و من در آن‌جا مشغول کار عقیدتى، سیاسى مى‌شدم! به نظر من بایستى با این روحیه کار و تلاش کرد و زحمت کشید؛ در این‌صورت، خداى متعال به کارمان برکت خواهد داد. ۵ اسفند سال ۷۰ در جمع مسئولان سازمان تبلیغات http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2596

      آنچه به نظر می رسد این است که چنانچه نیت ما درست باشد، هر جایی که باشیم ـ نه تنها دانشگاه و حوزه بلکه فعالیت اقتصادی در یک بنگاه اقتصادی، تولید آثار هنری و بیان محتوای دین، کار کردن در سازمان های دولتی و … ـ کار ما مقدس خواهد بود و ذی قیمت.

      ۲٫ تشخیص نیاز: در هر کاری برای آنکه از خط انصاف و حق دور نشویم و در کار غرق نشویم و بعد از دو سال ببینیم حرکت ما هیچ اثری نداشته، باید برای حرکت و افعال خود ملاک تعیین کنیم، به نظر من روی هر کجا دست بگذاریم، مملکت به آن نیاز دارد، آنچه در مقام بیانش هستیم تعیین اولویت در انبوه نیاز ها هستیم، و برای این مهم نیز باید ملاک تعیین کرد.
      مثال: چندین سال پیش، کمبود پزشک و دکتر بود، لذا کلی دکتر و پزشک از کشور هند و بنگلادش وارد کردیم، آیا می شود کلی آخوند هم وارد کرد؟ آیا می توان برنامه های و کودک صدا و سیما را هم وارد کرد؟ آیا می توان برای بیان هویت، دین و اعتقادات در قالب هنر، هنرمند خارجی وارد کرد؟ آیا می توانیم مستشرق بیاوریم که احکام برای ما استخراج کند؟ آیا جوان های کشور و نوجوانان را که مورد هجمه ۱۰۰ که چه عرض کنم ۲۰۰ درصدی افکار و القائات جبهه کفر قرار گرفته اند را می شود سپرد دست مستشاران غربی تا آنها جواب شبهاتشان را بدهند؟ و …
      شاید به همین علت است که علامه مصباح یزدی می فرمایند: امروزه در هیچ زمینه‌ای نیست که در آن نیاز به روحانیت احساس نشود و باتوجه به نیازها، بسیاری از واجب‌های کفائی، امروز حکم واجب متعین را یافته‌اند. http://mesbahyazdi.ir/node/3035

      ۳٫ هویت تخصصی: همه ما یک هویت شخصی داریم، دوستانی داریم، فامیلی داریم و بر هر کدام اثر می گذاریم و اثر می پذیریم، در بحثی که مطرح شد همانطور که در جواب خانم فرناز گفتم بین این هویت و هویت تخصصی فرق قائل هستیم، هر شغل دارای یک اثرگذاری اجتماعی خاص به خود است و آن تقدس که در متن مصاحبه گفته شد ناظر به این نکته است.

      رابعا: جمع بین دانشگاه و حوزه؛ به صورت مجمل مطلب جذاب و شیرینی است ولی خیلی نیاز به دقت دارد، برای جلوگیری از اطاله کلام فقط سوال های اساسی را می گویم:
      آیا منظورتان جمع بین حوزه و رشته های علوم انسانی حوزه است؟
      آیا منظورتان جمع بین حوزه و رشته های فنی دانشگاه است؟
      آیا منظورتان تحصیل همزمان در حوزه و دانشگاه (چه فنی و چه علوم انسانی) است؟
      یا آنکه طرف تا دکتری برود و بعد برود حوزه تحصیل کند؟
      یا آنکه یک دور حوزه بزند بعد یک دور هم دانشگاه را ببینید؟
      یا آنکه خوب در حوزه درس بخواند، نگاهی هم به مباحث دانشگاه رشته های فنی داشته باشد؟
      یا آنکه خوب در حوزه درس بخواند، نگاهی هم به مباحث دانشگاه رشته های علوم انسانی داشته باشد؟
      یا خوب در رشته های فنی درس بخواند و قدر متیقن واجب مباحثی که از دین باید بداند را یاد بگیرد؟
      یا خوب در رشته های علوم انسانی درس بخواند و قدر متیقن واجب مباحثی که از دین باید بداند را یاد بگیرد؟
      تذکر: جدا کردن فنی از علوم انسانی، به قصد تفنن و اطاله نیست، بلکه ماهیت این دو کاملا از نظر بنده متفاوت است.

      خامسا: احترام به استعداد بچه های فنی که بد نیست، بلکه بالاتر انسان به ما هو انسان شایسته احترام است: فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ! سوال را نباید گم کرد، چه شده است که بچه های با استعداد ۹۵% شان به علوم فنی می روند؟ بی خیال این سوال، یه سوال دیگر: در رشته های کلیدی مانند مدیریت، حقوق و … در دانشگاه های مطرح دنیا چند درصد از کشورهایی مثل ایران پذیرش می شود؟ یا اینکه ۹۹% پذیرش آنها از رشته های فنی است؟!

      در آخر باید بگویم بله عین ۴ سال عمر بنده در دانشگاه تلف نشده است، قطعا آورده هایی برای من داشته است ولی در معامله برای محاسبه سود داده را با آورده می سنجند، هر کدام چربید!! برای تحصیل هر امری را راهی هست…

      ببخشید که سرتان را به درد آوردم، بیان مطالب از باب احترام بود، نه بی ادبی و جسارت.

      ایمیل بنده: nazemiardakani@gmail.com

  • سلام برادر
    بسیار مفیوض شدیم(فیض بردیم) این مصاحبه ها بسیار عالی و خوبن و واقعا می تونن به اندازه خودشون راه رو روشن کنن اما یه گله کوچیک دارم با عرض معذرت روم به دیوار همانطور که میدونید یکی از مسائلی که برای بعضی عزیزان در ورود به حوزه تردید ایجاد میکنه بحث مالی و اقتصادی(حتی در حد اداره امور زندگی و تاهل اختیار کردن) با این عکسی که اول مصاحبه گذاشتی این شائبه ایجاد می شه که: بابا اینا که از دانشگاه رفتن حوزه از روی سیری بوده و هنوز گشنگی نکشیدن که عاشقی یادشون بره
    خدا به شما جزای خیر دهد

    • جواب مهندس طلبه: سلام برادر
      خدارو شکر که از این مطلب فیض بردید!
      البته درباره عکس!خب همه طلبه ها که مثل هم نیستند!بر فرض هم که اقای ناظمی وضعشون خوب باشه باز هم مشکلی نیست!مهم الانه که دارن خیلی خیلی ساده دارن زندگی میکنند!
      اتفاقا اگه کسی بتونه در رفاه باشه ولی ساده زندگی کنه این به تقوا نزدیک تره تا اینکه کسی اصلا نتونه رفاه داشته باشه!بعدش ساده باشه!
      فراموش نکنیم که مولایمان علی علیه السلام که درود خداوند بر او باد ،جزو ثروتمندترین افراد عرب بودند،ولی در اوج ثروت همیشه ساده زندگی میکردند!
      یا علی مددی

      جواب اقای ناظمی: سلام و رحمه الله
      سید بزرگوار جواب داده اند، جسارتا بنده هم از نگاهی دیگر جواب می دهم:

      نظام حوزه به صورت سنتی برای بعد از مقطع سیکل طراحی شده است، و اگر کسی از این مقطع تحصیلی وارد حوزه بشود شهریه ای که می گیرد و حجره که به او می دهند کافی به نظر می رسد و تا زمانی که به سن معمول ازدواج برسد، عموما به درس خارج رسیده و شهریه ای که آن موقع می گیرند، چنانچه زندگی ساده ای را هم انتخاب نماید ـ که اصل هم در روحانیت همین است ـ به مشکلی بر نخواهد خورد، ان شاء الله.

      لکن اگر کسی بعد از دانشگاه بخواهد طرف حوزه برود، سنش هم اقتضای ازدواج دارد، ازدواج هم بخواهد بکند، خب شهریه جوابش را نمی دهد و باید برود سر کار، حال آنکه اکیدا می گویند نباید کار بکنید و باید حداقل ۸ ساعت درس بخوانید ـ البته این کف توصیه است و تا ۱۶ ساعت هم توصیه می شود ـ در اینصورت طلبه به شدت تحت فشار قرار می گیرد؛

      بله، از این لحاظ سیستم حوزه برای کسانی که از بعد از دانشگاه به حوزه می آیند دچار مشکل است.

      لکن جواب درست همان بود که سید در ابتدا گفت زیرا: عن رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: من طلب العلم تکفّل اللَّه برزقه، کسی که علم را طلب کند ـ البته واقعا طلب کند ها نه اینکه مثل ما به جای طلبگی بطلگی کند!!! ـ خداوند روزی او را بر عهده می گیرد
      و بالاتر از این: عن العسکرى علیه السّلام قال: لا یشغلک رزق مضمون عن عمل مفروض، رزق را خداوند تضمین کرده است و از ما عمل و کار خواسته است، به قول یکی از دوستان ما باید وظیفه ما را انجام بدهیم و سعی کنیم به احسن وجه انجام دهیم، رساندن روزی به ما و طریق آن مشکل ما نیست، کسی که تضمین کرده آن را حل می کند.

      البته انتهای مطلب شما کاملا در مورد بنده صادق است، گشنگی که نکشیدیم هیچ!! یه امتحان درست و حسابی هم هنوز نشدیم!! یک دهم امتحان های صدر اسلام رو از ما بگیرند هم روفوزه می شیم، بلکه یک صدم امتحان های همین طلحه و زبیر هم که نرخ شاه عباسی شدن رو از ما بگیرن هم روفوزه می شیم؛ ان شاء الله به آبروی ائمه اطهار علیهم السلام خدا ما را عاقبت بخیر کند.

  • سلام
    ممنون. ولی اینکه ایشون گفتن نیاز امروز جامعه اسلامی به حوزه بیشتره تا دانشگاه اونم فنی. غلو کردن. چون در مبحث جهاد اقتصادی که اقا فرمودن و خیلی مهم هست و ابزار امروز دشمن برای مقابله با ما همین جنگ اقتصادیه ایا با رفتن به حوزه میسر میشه؟ یا حمایت از کار و تولید داخلی ایا نیاز به دانشگاه فنی نداره؟ ایا مشکل و معضل بیکاری امروزه و تاکید حضرت اقا بر افزایش هرچه بیشتر تولید داخلی نیاز به دانش فنی نداره؟
    البته که حوزه قداست خودش رو داره و ممنون از اینکه شما این مصاحبه ها رو انجام میدین ولی خواهشا انصاف رو رعایت کنین.
    خیلی از دانشجویان دانشگاهها بسیار هم مومن و ولایت مدار هستن و جامعه اسلامی هم اتفاقا برای شکست دشمن نیاز بسیار زیادی به اونها داره. مردی که برای تامین معاش کار میکنه مانند مجاهد فی سبیل الله.این کلام معصوم رو خود شما خیلی بهتر از من میدونین. اون تیکه حرف ایشون که نهایت هدف دانشگاه شریف تبدیل پراید به بنزه خیلی منو ازار داد.
    ببخشید از اینکه انتقاد کردم ولی باید میگفتم.
    ممنون.

    • سلام و رحمه الله

      خیلی ممنون که وقت گذاشتید و مطالعه کردید و خیلی ممنون که وقت گذاشتید و نقد های خود را مطرح کردید، این کمال لطف و بزرگواری شما را می رساند.

      حسب الامر سید عزیز نکاتی را که به ذهنم می رسد با شما در میان می گذارم تا چنانچه اگر وقت تان اجازه داد، به آنها نگاهی بیاندازید.

      اولا: بله، اینکه نهایت تلاش دانشگاه شریف این است که پراید رو بنز بکند برای من هم آزار دهنده است، برای روشن این مطلب یک مقدمه و یک قید رو باید به آن اضافه کنیم:

      مقدمه: فرق است بین غرض و فائده؛ غرض آن چیزی است که مقصود اولی است و فعل برای آن انجام می شود، فائده: آن امور سودمندی است که از قبل آن حاصل می شود ولی مورد بالذات مقصود نبوده اند. مثلا شما به علت معاینه و درمان از شهرستان به تهران می روید ولی حالا که تهران رفته اید مثلا در آنجا یک کتاب هم می خرید، به یکی از اقوام هم سر می زنید، و چند کار دیگر، حال آنکه اگر رفتن پیش دکتر نبود اصلا شما به تهران نمی رفتید، رفتن دکتر می شود غرض؛ خرید کتاب و … هم می شود فایده.

      قید: مراد از دانشگاه شریف، دانشگاه شریف بما هو دانشگاه شریف بود، مثلا یک بقال را در نظر بگیرید او علاوه بر اینکه کارش را انجام می دهد ممکن به علت اخلاق خوش و معلومات دینی که دارد بچه هایی را هم که به مغازه او می آیند کم کم با دین و خدا و پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم آشنا کند و …، در این مقام بحث اینها مراد نیست، بلکه تنها مثلا بقال بما هو بقال مورد نظر است.

      ثانیا: بله کاملا درست می فرمایید، عن ابى عبد اللَّه علیه السّلام: الکادّ على عیاله کالمجاهد فی سبیل اللَّه.

      ثالثا: باز هم درست می فرمایید، از ترفند های زمان شاه برای تفرقه بین دانشگاه و حوزه همین بود که در دانشگاه می آمدند می گفتند در حوزه علم نیست، در حوزه هم می آمدند می گفتند در دانشگاه دین نیست و آنها دین ندارند،

      رابعا: در مصداقی که مثال زده اید ـ جهاد اقتصادی ـ و عواملی که برایش شمرده اید، علی الظاهر تمام جوانب را لحاظ نفرموده اید:

      زیربنای اقتصاد و مسائل اقتصادی کلان یک سری اصول کلی نظری است، به نظر شما چه کسی باید این اصول را تعیین کند؟ دین مدعی است که من این اصول را با جزئیاتش به شما می دهم، در این صورت چه نهادی متولی آن خواهد بود؟

      مجریان مسائل اقتصادی علی القاعده باید تعهد و تخصص داشته باشند، اگر تعهد و تخصص نداشتند که هیچ!! اگر تعهد نداشتند: چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا!! اگر تعهد داشتند و تخصص نداشتند: در این صورت باید این پست را نپذیرند (پس چناچه کسی پستی داشت که تخصصش را نداشت پس تعهد هم ندارد!!۱)؛ وظیفه تبلیغ دین و متعهد کردن افراد هم با حوزه است. همین طور است وضع بخش خصوصی ما که اگر دین داشت کمک کار نظام اسلامی خواهد بود و …

      مشکلات اقتصادی و بیکاری یک ریشه مهم و اساسی اش در خود فرد است و به روحیه و طرز فکر او باز می گردد، یک نمونه ساده که مطلب را به تمام منتقل می کند داستان دوم داستان راستان شهید مطهری است که چون در دسترس همگان هست و ذکر آن در اینجا موجب اطاله می شود لطفا مراجعه کنید. (در این داستان طرف هیزم از صحرا جمع می کند!! یعنی ساده ترین کاری که تقریبا نه سواد می خواهد و نه سرمایه!! و در آخر برای خودش سرمایه داری می شود، همه اش به خاطر آنکه طرز نگرش را پیامبر با یک جمله عوض کرد.)

  • سلام -حاجی دیگه واقعا امتحانات نزدیکه توروخدا دعا کنید
    —مطلب بعدا میخونم نظر میدم—-
    چه دوستتون ایکس لارجه !!!!!!!!!!!
    دعا یادتون نره من برم خداحافظ

    • سلام
      شما هم ما رو دعا کنید!واسه ما هم امتحانات نزدیکه!
      یا علی مددی

  • {-۷-}

  • سلام علیکم
    از مطالب خوبتون بهره مند شدیم !
    و من الله توفیق.

    • سلام
      بابا سید میگفتی یه گوسفند میکشتیم برات!یادی از فقرا کردی!
      وقت کردی به رفقای قبلی بیشتر سر بزن!
      تشکر
      یا علی مددی

  • سلام به سید اکتیو خودمان
    آقا دست شما و داش محمد مهدی هم درد نکنه واقعن روشنمان کردین. خیلی خوب مطلب و جا انداخت دمش گرم.

    در مورد مچت من فک کنم تقصیر لپتاپه انقد باهاش میتایپی! جزوه نویسی هم بدک نیست ها!

    این موسیقی هم ما تا حالا ده دفه رای دادیم ها!!
    یا حق

    • سلام محمد عزیز!
      دست محمدمهدی درد نکنه که وقتش رو بهم داد که بتونم باهاش مصاحبه کنم!
      خدانیاره اون روز که مجبور بشم جزوه بنویسم!
      راستی بابا یه بار بیشتر رای نده!سیرابیمون نکن!
      یا علی مددی

  • خیلی مطلب خوبی بود .
    و افراد میتونن در دانشگاه امام صادق و دانشگاه شهید مطهری که علو انسانی اسلامی است تحصیل کنند یعنی علاوه بر رشته های علوم انسانی در کنار آن دروس حوزه را میخوانند و رشته های علوم انسانی رااسلامی کرده اند مانند رشته روانشناسی اسلامی
    که از آیات و احادیث ما تشکیل شده است.

    • خداروشکر که براتون جالب بود!
      البته این دانشگاه هایی که اسم بردید خیلی تعدادشون کم هست!دوما فکر نمیکنم خیلی ریشه ای به این مباحث اسلامی پرداخته باشند!(البته اطلاع دقیقی ندارم!)
      یا علی مددی

  • خیلی مطلب جالب وقشنگی بود
    روزنامه سقفی

فرستادن دیدگاه

برای افزودن شکلک کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette