اردیبهشت
۱۶
۱۳۹۱

مادر!

امروز قلم نمیزنم!توان قلم زدن ندارم!دستانم خستست!چشمانم اشک بار!

پس امروز قلم نمیزنم به یادت!

پس امروز بی جان میشوم به یادت!

پس امروز آروزی مرگ میکنم!در فراغت!

آری!امروز آرزوی مرگ میکنم!ای مادر…

 

سلامی به عظمت زهرا (س) تقدیم و پیشکش به همه دوستان عزیز

حقیقتا توان قلم زدن ندارم!علیرضا…

علیرضا پناهیان این چه روضه ای بود دیشب خوندی!

خیلی بی انصافی!کسی توی مجلس ختم بنزین روی داغ دل صاحب عزا میریزه!

روضه نمیخواست!ما مادر از دست داده ایم!کاش مادر از دست داده بودیم!کاش!

کاش سیلی نمیخورد!کاش

کاش بین در و دیوار نمی بود!کاش

کاش بی محسن نمیشد!کاش

کاش دستان مولا را نمیبستند!کاش

کاش …

کاش…

کاش…

کاش علیرضا این روضه و نمیخوندی!

حق داری این روضه و بخونی!حق داری!چون سید نیستی!

نمیدانی سیلی خوردن مادر یعنی چه!

نمیدانی!

نمیدانی!

دوستان نایی برای حرف ندارم!داغم از عاشورا هم بیشتر است!نمیدانم چرا!نمیدانم!

دوستان ،دوست عزیزتر از جانم «هم حجره ای» (اگر هم حجره ای را نمیشناسید اینجا کلیک کنید!) زحمت کشید و مادرمون و رو سفید کرد و یک قسمت از روضه و سخنرانی مادرم حضرت زهرا س را که در نمازخانه مدرسمون(حوزه) برگزار شده بود إدیت کرد!حالا تقدیم به دوستان میکند.خدا خیرش بده این چند وقته خیلی توی کارای وبلاگ کمکم کرد!

برای دانلود فیلم اینجا کلیک نمایید

 

دوستان عزیز یک کلام!والسلام

یا مادر مددی

 

      مطالب مرتبط

درباره نویسنده:

من متولد شهر مقدس تهرانم! پدرم پزشک و مادرم استاد دانشگاه هستند و خودم هم در مقطع کارشناسی رشته کامپیوتر(Computer) گرایش نرم افزار (Software) تحصیل کردم. بعد از اتمام لیسانس به عللی مسیر زندگیم عوض شد و تصمیم گرفتم دانشگاه رها کنم و دیگه ادامه تحصیل ندم و بیام حوزه...

۱۳۳ دیدگاه + فرستادن دیدگاه